#63417
بسم الله الرحمن الرحيم
والحمد لله رب العالمين
اللهم صل على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين وسلم تسليما كثيرا



انشاالله در این قسمت به دلایل حقانیت پرچم های سیاه مشرقی با علامت " البیعه لله " ( بیعت برای خدا ) میپردازیم

دانلود مقاله های پرچم های سیاه مشرقی

https://www.dropbox.com/sh/qwqygq6sdfjt ... G3qAa?dl=0
#63462
سلام ، درود ، برکت و رحمت خداوند ، سبحان و تعالی ، بر تو ای حقیقت جوی عزیز
این نوشته ای است برای اثبات حقانیت پرچم های سیاه مشرقی و اثبات اینکه امام احمد الحسن (ع) حقیقی این پرچم را برافراشته نموده اند

لطفا قبل از اینکه این پست را بخوانید توجه به این نکنید که چه قدر کذب و دروغ در مورد ما انصار پرچم‌های سیاه امام مهدی (ع) گفته شده است - مهمترین چیز این است که شما تشخیص دهید حقّ با چه کسی‌ است - چون همه بین جهنم و بهشت گیر کرده اند و باید تصمیم بگیرند و یک راه را بروند - جهنم و بهشت در یکجا جمع نمی شوند.

و اگر شما مطمئن هستید که ما انصار پرچم‌های سیاه بد رفتار هستیم پس لطفا به این آیه توجه کنید‌ -ای کسانی که ایمان آورده اید! اگر (شخص) فاسقی خبری برای شما آورد, پس (در بارۀ آن) بررسی (وتحقیق) کنید, تا آنکه (مبادا) به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید, آنگاه بر آنچه انجام داده اید پشیمان شوید" -سوره حجرات، آیه6


و اگر به امام احمد الحسن (ع) ایمان دارید ایشان میفرمایند : زینتی (زیبا) باشید برای آل محمد (ص‌) و باری سنگین برای آنها نباشید - بگذارید که مردم حقیقت را با رحمت و بخشش بشناسند - و همانگونه که دوست دارید با شما رفتار شود با آنها رفتار کنید - شیطان درون آنها را با کلمات زیبا دور كنيد - با آن چیزی که بهتر است با آنها مناظره کنید - و با دلایل کامل و کافی‌ - و با آنها با بد رفتاری و خشونت و بی‌ احترامی رفتار نکنید که مبادا به شیطان کمک کرده باشید و به جهل آنها. خداوند متعال میفرماید : "با حکمت وپند نیکو (مردم را) به راه پروردگارت دعوت نما ، و با روشی که نیکو تر است ، با آنها (بحث و) مناظره کن ، بی‌تردید پروردگارت به (حال) کسی که از راه او گمراه شده است؛ دانا تر است ، و (نیز) او به هدایت یافتگان؛ دانا تر است" - سوره نحل، آیه 125

لطفا به خاطر داشته باشید که امیر حقّ علی‌ ابن ابی طالب (ع) به ابوذر گفت :‌ای ابوذر تو برای خدا خشمگین شدی- پس از کسی‌ که برای او خشمگین شده‌ای امید داشته باش - مردم از تو ترسیدند چون آنها برای دنیای خود می‌ترسند - و تو از آنها ترسیدی چون تو نگران دین خودت هستی‌. پس آنچه که آنها از آن می‌ترسند در دست آنها رها کن - و با آن چیزی که نگرانش هستی‌ از آنها فرار کن - آنها به آن چیزی که تو آنها را از آن منع میکنی‌ احتیاج دارند - فردا روز تو خواهی‌ دانست که چه کسی‌ برنده و چه کسی‌ حسادت دارد - اگر تمام آسمان و زمین گرد هم آیند بر ضدّ یک مؤمن و سپس او از خدا بترسد - خدا برای او راه فراری از آنها باز خواهد کرد - ابوذر نگذار هیچ چیز در کنار تو باشد به غیر از حقّ - و هیچ چیز تو را تنها نگذارد به غیر از باطل - اگر تو دنیای آنها را قبول میکردی آنها تو را دوست میداشتند و اگر تو در آن با آنها شريك می‌شدی آنها به تو پناه می‌دادند.

و اگر به امام احمد الحسن (ع) ایمان داریم پس : "من و من پناه می‌برم از منیت، به هیچ کس نگفتم که کورکورانه من را دنبال کند - بلکه - من می‌گویم که چشمانتان را باز کنید و دلایل را تشخیص دهید - و صاحب حقیقت را بشناسید که خودتان را از جهنم نجات دهید"

و ایشان (ع) همچنین میفرمایند که : "‌ای مردم - فریب علمای گمراهی و پيروانشان را نخورید - بخوانید - تحقیق کنید - به دقت برسی‌ کنید - یاد بگیرید - و حقیقت را خودتان شخصاً بدانید - به هیچ کس برای آخرتتان خودتان را وابسته نکنید که فردا پشیمان شوید که پشیمانی دیگر سودی نخواهد داشت"
و گفتند : " پروردگارا ! ما از سروران و بزرگان خود اطاعت کردیم، پس ما را از راه به در بردند(و گمراه کردند)" سوره احزاب ، آیه 67

ما از صمیم قلب دعا میکنیم که خدا راه درست خویش را به همه ی ما نشان دهد، انشاالله

"خدا هر كه را بخواهد با نور خويش هدايت مى‏كند و اين مثلها را خدا براى مردم مى‏زند و خدا به هر چيزى داناست "
سوره نور ، آیه 35
#63471
چگونه شروع شد؟

در همان روزی که شاه حجاز (عربستان سعودی) عبدالله مرد، ۲۳ ژانویه ۲۰۱۵، دوازده مرد تاکید کردند که توسط امام احمد الحسن (ع) به پیش امام مهدی (ع) برده
شده بودند و ایشان (ع) خیانتی را که (مکتب و کارکنانش) به امام احمد الحسن (ع) کرده اند را توضیح دادند.که چگونه مکتب نجف و کارکنانش به امام (ع) خیانت کرده اند و ورقه‌ای امضا کرده اند که امام را به دولت تحویل دهند، حقّش را خورده اند و خودشان را به جای امام جا زده اند و به عنوان امام (ع) حرف میزنند. ایشان(ع) نشان دادند که امام احمد الحسن (ع) از سال ۲۰۰۸ غایب بودند. ایشان (ع) چیز‌های دیگری را نیز آشکار کردند که در پست‌های آینده انشاالله در مورد آنها صحبت خواهیم کرد. در آن روز ۱۲ مرد ، خبر خوش ظهور حجت (ع) را دادند و خبر دادند که امام احمد الحسن (ع) آن کسانی‌ هستند که این خبر خوش را میدهند و ایشان پرچم‌های سیاه را بالا برده اند همانطوری که در احادیث اهل بیت (ع) نقل شده است. چه دلیلی‌ اثبات می‌کند که آنها این بیانیه را در روز مرگ شاه حجاز (سعودی) عبدالله داده اند؟ در اینجا یک کانال یوتیوب وجود دارد با یک ویدیو که با بیانیه بالا آپلود شده، به تاریخ آن نگاه کنید - ۲۳ ژانویه ۲۰۱5
Image
لینک :
https://www.youtube.com/watch?v=ytMV7Yee6XM
بعد از مسدود شدن کانال یوتیوب که ویدیوی اصلی بشارت ظهور حجت (ع) در آن منتشر شده بود، در کانال و ویدیو جدید میتوان مشخصات***
***کانال یوتیوب ، ویدیوی اصلی و تاریخ آپلود آن و حقانیت ادعا را مشاهده نمود

اما چرا انقدرمهم است که آنها اول خبر خوش ظهور حجت (ع) را بدهند بعد از مرگ شاه حجاز (سعودی) عبدالله - زیرا این ثابت می‌کند که امام احمد الحسن (ع) با آنها است و آنها صادق و راستگو هستند - چرا؟
:لطفا به این حدیث توجه نمایید
رسول الله (ص‌) فرمودند : "حجاز توسط مردی حکم رانی‌ میشود (فرمان روایی می شود) که نامش شبیه به نام یک حیوان است (یعنی‌ شاه فهد - پلنگ وحشی). اگر به او از دور نگاه کنی‌ خواهی‌ دید که چشمانش چپ هستند و اگر به او نزدیک شوی اشکالی در چشمانش نمی‌بینی. برادرش که نامش عبدالله است جانشین او خواهد بود. وای بر شیعه ما از او، ایشان این را ۳ مرتبه تکرار کردند، خبر خوش مرگش را به من بدهید، من خبر خوش ظهور حجت را به شما خواهم داد." کتاب ۲۵۰ علامات صفحه 122

ااین حدیث خود یک معجزه است. این حدیث به واقعیت تبدیل شده است با تمام جزئیات آن همانطور که آگاه هستید، شاه(ملک) فهد عربستان سعودی که نامش مانند حیوان است (پلنگ وحشی)، این مریضی عجیب را در چشمان خود دارد یعنی زمانی که از دور او را بینید در چمشانش مشکلی نمی بینید اما وقتی که به او نزدیک میشوید چمانش چپ هستند - او درگذشت، سپس برادرش عبدالله حاکم حجاز (عربستان سعودی) شد و در زمان او به شیعه بسیار ظلم شد. پس برای آخرین قسمت حدیث، او (ص‌) فرمودند : خبر خوش مرگش را (مرگ شاه حجاز عبدالله) به من بدهید و من هم خبر خوش ظهور حجت (ع) را به شما خواهم داد

پرچم‌های سیاه تأکید میکنند که اولین کسی‌ که خبر خوش ظهور حجت را میدهد باید صادق راستگو باشد (مانند وصیت - که امام احمد الحسن (ع) و اهل بیت (ع) میفرمایند که اولین کسی‌ که ادعا وصیت را می‌کند مدعی صادق و راستگویی هست، زیرا هیچ کس ادعا وصیت را نخواهد کرد به غیر از صاحب آن). پس هردو یک مفهوم را میدهند، چرا؟ زیرا در حدیث مرگ شاه عبدالله، رسول الله (ص‌) میفرمایند: به من خبر خوش مرگش را بگویید و من هم به شما خبر خوش ظهور حجت را میدهم. پس هیچ کسی‌ نمی‌تواند خبر خوش ظهور حجت را بدهد به غیر از حضرت محمد (ص‌). چه کسی‌ است که نماینده رسول الله باشد در این زمان ؟ امام احمد الحسن (ع)، کسی‌ که نامش با نام رسول الله (ص‌) تطبیق می‌کند و همچنین نام پدر هردو آنها نیز با هم تطبیق میکنند، پس این یعنی‌ اینکه اولین کسی‌ که می‌آیند و خبر خوش ظهور حجت را بعد از مرگ شاه حجاز میدهند حتما باید با امام (ع) تماس داشته باشد، زیرا محمد (ص‌) این کار دادن خبر خوش را به خودشان نسبت داده‌اند

همچنین در حدیث امام صادق (ع) به ابو بصیر: از ابو بصیر نقل شده است که از امام صادق (ع) شنیده است که: "هرکسی که مرگ عبدالله را برای من تضمین کند، من نیز قائم (ع) را برای او تضمین می‌کنم. وقتی که عبدالله بمیرد، مردم برای جانشین بعد از او تصمیم نمیگیرند و این امر به پایان نمیرسد به غیر از صاحب شما ( قائم (ع) انشاالله، و پادشاهی سال‌ها تمام میشود و به پادشاهی ماه‌ها و روزها تبدیل میشود. پس من پرسیدم : آیا طول می‌کشد. فرمودند:خیر" بحار ج ۵۲ ص21

پس امام صادق (ع) به ما ضمانت میدهند که حجت (ع) نه چندان دور از مرگ شاه عبدالله ظهور خواهند کرد ، و حقیقتاً که ۱۲ مرد تأیید کردند که در روز ۲۳ ژانویه زمانی‌ که شاه عبدالله مرد، در همان روز امام احمد الحسن (ع) ۱۰ نفر از آنان را که دو نفر به آن اضافه شده بود را با خود بردند، آنها را به ملاقات امام مهدی (ع) بردند و آنها ، بعد از امام احمد الحسن (ع)، بهترین ۳۱۳ اصحاب قائم (ع) هستند و امام احمد الحسن (ع) پرچم‌های سیاه را که در احادیث اهل بیت (ع) نام برده شده بالا برده اند و ایشان کسی‌ هستند که خبر خوش ظهور حجت محمد ابن الحسن العسکری (ع) را داده اند

در کتاب اندرزی به طلاب حوزه و به تمام کسانی‌ که در جستجوی حقّ هستند ، امام احمد الحسن (ع) نقل میکنند
امام باقر (ع) : "صاحب این امر غیبتی دارد، و ایشان با دستشان به طرف ذی طوا اشاره کردند، سپس فرمودند: تا قبل از اینکه او خروج کند، مولایی که با او بود بیرون خواهد آمد تا اینکه با بعضی‌ از اصحابش ملاقات خواهد کرد و از آنها میپرسد: چند نفر از شما اینجا است؟ آنها میگویند: ما ۴۰ نفر هستیم، سپس او میپرسد: چه می‌کنید اگر صاحب خود را ببینید (صاحب این امر (ع) را ) ؟ آنها جواب میدهند: به خدا قسم اگر او از اینجا برود و پناه به هرکوهی ببرد ما نیز با او خواهیم بود. سپس او به پیش آنها میاید و می‌گوید: ۱۰ نفر از بهترین خودتان را نشان دهید. آنها ۱۰ نفر از بهترین خود را به او نشان میدهند، سپس او آنها را می برد به پیش صاحبشان (امام مهدی) (ع). او به آنها شب بعد را ضمانت می‌کند (یا ملاقات شب بعد را ضمانت می‌کند)." غیبت النعمانی ص ۱۸۷، تفسیر عیاشی ج ۲ ص ۵۶، بحار ج ۵۲ ص ۳۴۱

امام صادق (ع) میفرمایند : "قائم (ع) قیام نمیکند تا اینکه ۱۲ مرد میگویند که او را دیده اند، پس مردم به آنها تهمت کذب و دروغ میزنند." غیبت النعمانی ص 285
#63482
در مورد دوازده مرد

امام صادق (ع) میفرمایند : "قائم (ع) قیام نمیکند تا اینکه ۱۲ مرد میگویند که او را دیده اند، پس مردم به آنها تهمت کذب و دروغ میزنند." غیبت النعمانی ص 285
دوازده مرد چه نام هايي دارند؟ چه مليتي دارند؟ در كجا زندگي مي كنند؟ چطور مي توانم مطمئن باشم كه آنها افرادي راستگو مي باشند؟

این ۱۲ مرد پس از امام احمد الحسن (ع) جزو بهترین های ۳۱۳ نفر هستند. مردم دائم از ما می پرسند که نامشان چه است – اهل کجا هستند – چگونه بنظر می رسند – چه ملیتی دارند! اینها چطور می توانند دلایل تایید باشند؟ امام علی (ع) فرمودند: به اینکه چه کسی صحبت می کند توجه نکنید بلکه ببینید چه گفته می شود. حالا برای آنها که می گویند برای اینکه ایمان بیاوریم بگذارید یکی از ۱۲ نفر را ببینیم یا نامش را بدانیم و غیره ، به آنها می گوییم ، در کتاب "نبوت خاتمه " از امام احمد الحسن (ع) که شاید در این زمینه کمکی باشد در قسمت "مشخصات یاران مهدی در قرآن" در آیه:{وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا قُرًى ظَاهِرَةً}{وما ميان آنها وشهرهايى که در آنجا پر نعمت و برکت گردانيديم باز ديار ظاهر بر همدقرار داديم}- سوره سبا ، آیه 18


ااحمد الحسن (ع) فرمودند :"پس خداوند می فرمايد بين شما ای مومنین و بين ديار مبارک دياری ظاهر قرار داديم واين ديار مبارک حضرت محمد (ص) وآل محمد (ع) می باشند، واما ديار ظاهر اولياء خاص خدا هستند که حجت بر خلق می باشند."
و سپس امام (ع) این روایت را بیان فرمود :
برای صاحب الزمان (ع) نوشتم که اهل بيت من در باره حديثى که از پدرانتان (ع) نقل شده که فرموده اند خدمتگزاران و قائمين به امر ما اشرار خلق لله هستند مرا اذيت می کنند و در جواب برايم نوشتند که: وای بر شما نمی خوانيد آنچه را که خدا فرموده {ما ميان آنها وشهرهای که در آنجا پر نعمت و برکت گردانيديم باز ديار دیار ظاهر بر هم قرار داديم} به خدا قسم ما آن ديار شهرها مبارک وپر نعمت هستيم، وشما آن ديار ظاهر ايد." وسائل الشیعه جلد ۲۷ صفحه ۱۵۱- غیبه النعمانی صفحه ۳۴۵ - و بحار الانوار جلد ۵۱ صفحه ۳۴۳

ودر کتاب احمد بن على بن ابى طالب طبرسى در کتاب (احتجاج) از ابى حمزه از ابى جعفر(ع) در حديثى به حسن بصری می فرمايد:
ما آن ديار مبارک هستيم و آن كلام خداوند عز وجل است برای کسى به فضل ما اقرارکرد همانطوريکه خداوند به آنها امر کرده که بسوی ما بيايند و فرمود : {وميان آنها وشهرهای که در آنجا پر از نعمت و برکت گردانيديم باز قريه های ( ده ها) ظاهر بر هم قرار داديم}، و ديار ظاهر رسل و ناقلين اخبار ما برای شيعيان هستند و از ناقلين شيعيان ما برای شیعیان ما" تا پایان روایت...

تا اینکه امام (ع) فرمودند : وانصار قائم مهدی بهترين مصداق اين قريه های ظاهر هستند و اميرالمومنين (ع) در مورد آنها می فرمايند:"پدرم و مادرم فدايشان شود عده ای هستند که اسماء آنها در آسمان معروف و در زمين مجهول می باشند." – نهج البلاغه جلد 2 صفحه 126

و در (کتاب ينابيع الموده : ج ٣ص ٢٧٢ ) قندوزی به نقل از امام على (ع) می فرمايند:" پدرم و مادرم فدايشان شود عده ای هستند که اسماء آنها در آسمان معروف و در زمين مجهول می باشند."

ونيز در (کتاب نهج السعاده شيخ محمودی : ج ٣ص ٤٥٠ ) از امام على (ع) نقل شده است که می فرمايند:"ای فرزند بهترين زنان تا كى منتظر بشارت پيروزی نزديک از خدای رحيم هستى و وای بر متکبرين در هنگام دروی آنها به دست دروکنندگان وقتل فاسقين معاند پروردگار عظيم و پدر ومادرم فدايشان عده ای كم هستند که در آسمان معروف ودر زمين مجهول می باشند و زمان ظهورشان نزديک است."

ودر (کتاب ينابيع الموده ج ٣ ص ٤٣٤ ) همان کتاب آمده است که امام على (ع) میفرمايند:"ای فرزند بهترين زنان تا كى منتظر بشارت پيروزی نزديک از خدای رحيم هستى و پدر ومادرم فدايشان عده ای كم هستند که در آسمان معروف ودر زمين مجهول می باشند و زمان ظهورشان نزديک است."

امام احمد الحسن (ع) اینچنین ادامه می دهند:
" ولکن مراد از اين افراد در آيه عده اول هستند که همان سيصد و سيزده نفر می باشند ، وآنها وحى را از طريق رؤيای صادقه در ملکوت آسمانها از خداوند سبحان دريافت می کنند و به امر خداوند عالم به چيزی از غيب مطلع می شوند و برای بعضى از آنها به امر خداوند مقام نبوت است. وهر کدام با منزلت ومقامی که پيش خداوند دارند رسولى از پيامبران پيشين هستند ، ولى بر يک امر واحد جمع می شوند زیرا که خداوند واحد است و جمع شدنشان بهترين دليل بر صدق آنها وصدق کسى که بر گرد او جمع شده اند را نشان می دهد.
وهر کس ادعای اين امر را بکند و با آنها نيست دروغگو و دشمن خداست (هر کس با ما نيست بر ماست)، و هر کسى که برای ما جمع نمی کند برای شيطان جمع میکند. واين قريه ها (ده های) ظاهر فرستادگانى از خداوند هستند چون حق را از خداوند شناختن وخداوند با رؤيای صادقه به آنها وحى می کند زيرا آنها با قائم حضرت مهدی(ع) هستند قائمی که زمين را پر از عدل وداد می کند.
و آنها حجتى بر مردم هستند و در آنها گره ای نيست بلکه عقبه (گردنه صعب العبور) را پشت سر گذاشته و به دنبال حجت خدا هستند وانصار خداوند سبحان را برايش جمع می کنند."

پس خلاصه مباحث بصورت ذيل مي باشد:
ديار ظاهر در اين زمان 313 نفر مي باشند كه راه ارتباط بين ما و قائم (ع) هستند، نامهايشان در زمين مجهول است. رسيدنشان محكوم و ممانعت مي شود و آنها مردم را به سوي قائم (ع) جمع مي كنند و آنها با امتحاناتی روبرو میشوند اما از آنها با موفقيت عبور مي كنند.

مجدداً مردم مي پرسند كه چطور بدانيم كه اين 12 مرد آن 12 مرد گفته شده مي باشند. در انتها دو نكته را مي توان مورد توجه قرار داد، آنها اولين كساني مي باشند كه در روز مرگ ملك عبدالله خبر خوش ظهور حجت (ع) را مي دهند و اين عملي است كه به پيامبر (ص) نسبت داده مي شود و تنها ایشان (ص) يا كسي كه نماينده ایشان (ص) مي باشد كساني هستند كه اين خبر را مي دهند. پس اولين كساني كه با اين خبر مي آیند راستگو هستند مانند فردی كه براي اولين بار به پیش می آید و ادعا میکند كسي است كه در وصيت پيامبر (ص) از او نام برده شده است و راستگو مي باشد.
و علاوه بر آن، مي توان از خداي متعال درباره ی آنها سئوال كرد و نشانه ای از غیب درخواست نمود و اين چيزي است كه آنها بارها گفته اند ، از خدا درباره ما بپرسيد و درخواست نشانه نمایید، و اين در حالي است كه متصديان مکتب نجف ، انصار را از انجام آن باز مي دارند.
#63495
اثبات رفتن امام احمد الحسن (ع) به غیبت سکوت

آیا مدرکی وجود دارد که ثابت کند امام احمد الحسن (ع) به غیبت سکوت خواهند رفت؟ لطفا به این احادیث دقت کنید

الاصبغ ابن نباته گفت : من نزد امیر المومنین (ع) رفتم و او را در حال کشیدن خطوطی بر زمین یافتم ، پس گفتم : ای امیر المومنین ، چگونه است که من شما را در حال اندیشه و کشیدن خطوطی بر زمین می بینم؟ آیا به آن نظری دارید؟ پس او (ع) فرمودند : " بخدا قسم ، هرگز نه به آن و نه به دنیا میلی نداشته ام ، اما در حال اندیشیدن به مردی بودم که از یازدهمین پسرم متولد خواهد گشت ، او مهدی است کسی که آن را با عدالت و برابری در هنگامی که با ظلم و ناعدالتی پر شده بود ، پر میکند. برای او حیرانی و غیبتی خواهد بود ، مردم در آن به بیراهه می روند ، و بعضی دیگر در آن هدایت خواهند شد." پس گفتم : چه مقدار آن غیبت و حیرانی طول می کشد؟ پس او (ع) فرمودند : شش روز ، شش ماه یا شش سال" – غیبت الطوسی، صفحه 165، حدیث 127
. پسر یازدهم امام علی (ع) کیست؟ پسر یازدهم امام مهدی (ع) است. پس چه کسی از امام مهدی (ع) (پسر یازدهم) متولد می شود؟ احمد الحسن ع

درسول اکرم (ص) فرمودند : " ای علی ، تو از منی و من از تو می باشم ، تو برادر و وزیر من هستی ،پس زمانی که من فوت کنم ، برای تو در سینه مردم نفرت به وجود خواهد آمد ، و بعد از من فتنه مصیبت وار ساکتی خواهد بود ، هر ولجیه و بطانه در آن گرفتار خواهد شد. و آن در زمانی خواهد بود که شیعه ی تو پنچمین از هفتمین پسرانت را از دست بدهند. ساکنان بهشت و زمین از فقدانش غمگین خواهند شد. چه تعداد مومنین و مومناتی که در فقدان او غمگین ، مضطرب و حیران خواهند شد." بحار الانوار، جلد 26 ، صفحه 350 – غایت المرام ، جلد اول ، صفحه 212
چه کسی " پنجمین پسر از هفتمین " از پسران امیر المومنین (ع) است؟ بگذارید تا بشماریم و ببینیم که پسر هفتم کیست ، آنگاه می توانیم ببینیم که پنجم از هفتم چه کسی می باشدپسر اول حسن ع

پسر دوم حسین ع

پسر سوم علی زین العابدین ع

پسر چهارم محمد الباقر ع

پسر پنجم جعفر الصادق ع

پسر ششم موسی الکاظم ع

پسر هفتم رضا ع

درود و سلام خداوند بر تمام آنها

حال بنگریم پنچمین از امام رضا (ع) کیست
پسر اول محمد الجواد ع

پسر دوم هادی ع

پسر سوم حسن عسکری ع

پسر چهارم محمد المهدی ع

! پسر پنجم احمد الحسن ع

درود و سلام خداوند بر تمام آنها
توضیح : معنی ولیجه در لغت نامه عربی " دوست بسیار نزدیک و شخص خاص انسان" و یا "از محرمان راز" و یا "شخصی که انسان بر او بیشتر از خانواده اش وابسته است" ، می باشد. . بطانه در لغت نامه عربی "شخص خاص و کسی که به او اطمینان می شود" ، " مریدان " و " اشخاص نزدیک و افرادی که از او رازی را پنهان نمی کنند" معنی می شود

کسی که در اینجا مد نظر است ، قائم آل محمد (ص) ، امام احمد الحسن (ع) است و او پنجمین از هفتمین پسران امیرالمومنین (ع) است ، و فتنه مصیبت وار ساکت هنگامی رخ می دهد که او(ع) غایب می گردند ، که آن حد اکثر برای شش سال ، مطابق با حدیث ، طول خواهد کشید. و این فتنه مصیبت وار ساکت به معنای امتحان ، غربالگری و دسته بندی ، که در آن هر ولیجه و بطانه گرفتار خواهند شد را می دهد ، یعنی کسانی که افراد شاخص انصار و رهبرانشان و کسانی که قائم آل محمد (ص) ، امام احمد الحسن (ع)، را ملاقات کرده اند ، و از او دانش و رازهای فراوانی گرفته اند که هیچ کس جز آنها ، آن را نمی داند ، و آنها کسانی اند که از او صحبت می کنند و در دعوتش باور دارند!
: پس پیامبر (ص) دو چیز را ثابت می کنند
اول ) امام احمد الحسن (ع) غایب خواهند شد
دوم ) در طی این غیبت یک فتنه مصیبت وار ساکت رخ خواهد داد ، که در آن هر ولیجه و بطانه گرفتار خواهد شد

شرایط امام احمد الحسن (ع) در طول این غیبت چگونه است؟

" ... سپس رسول الله (ص) به ما روی کردند، صدای خود را بلند کرده و فرمودند : پس وقتی پنجمین از هفتمین پسرانم غایب شد، احتیاط کنید. پس من گفتم : ای رسول خدا ، پس این غیبت چه خواهد بود؟ پس او (ص) فرمودند : سکوت ، تا زمانی که الله به او اجازه خروج بدهد..." البحار 333/36 ، اثبات الهداه 589/1 ، مجمع الاحادیث امام مهدی 63،164
وبار دیگر اثباتی بر اینکه امام احمد الحسن (ع) غایب خواهند شد ( همانطور که در بالا شمرده شد ) و آنکه او در غیبتش سکوت خواهد کرد. "شیوخ" انصاری تایید می کنند که امام احمد الحسن (ع) بعد از آخرین حمله به انصار در سال 2008 از دیدگان مردم غایب گشتند. در یکی از جواب هایش ، ابتسام احمد ، ( یکی از ادمین های وب سایت رسمی عربی و همسر توفیق المغربی ) می گوید : " او از چشم دشمنانش پنهان گشته وغایب نشده است ..." حتی در وبسایت رسمی المهدیون هم می گویند که او بعد از 2008 غایب است ، و سپس او ( خانم) به خود زحمت می دهد و می گوید که او (ع) همچنان با انصارش در ارتباط هستند و او همچنان سوالات را در طول این " پنهان شدن " پاسخ گو هستند ، با وجود اینکه در پاسخی دیگر او (خانم) احادیثی رانقل قول می کند که در آن گفته می شود که او (ع) "غایب" خواهند بود و نه "پنهان ولی همچنان در تماس با انصار". پس احادیث می گویند که در غیبتش او(ع) "ساکت" خواهند بود. در هیچ جا در احادیث ذکر نشده است که او (ع) " ساکت ولی همچنان در ارتباط با انصار" خواهند بود.
: پس ما اکنون دو چیز را اثبات نمودیم
ثابت نمودیم که امام احمد الحسن (ع) بعد از سال 2008 غایب بودند ( که تمام انصار با آن موافق هستند ) ، و غیبت ایشان یک غیبت سکوت ، که در آن فتنه مصیبت وار اتفاق می افتد ، بوده است ، همانطور که در احادیث بالا ذکر شده است.
#63501
علت سکوت امام احمد الحسن (ع) در فتنه

چرا احمد الحسن (ع) ترجیح دادند که ساکت بمانند در حالیکه فتنه ادامه داشت؟ به چه علت او (ع) انصار خویش را از فتنه نجات ندادند؟ آیا او (ع) به ما اخطاری داده بود ، که همچین اتفاقی ممکن است رخ دهد؟
همانطور که امام احمد الحسن (ع) در کتاب فتنه ی گوساله درباره ی امام مهدی (ع) فرمودند ، یکی از دلایلی که امام مهدی (ع) به غیبت رفتند ، این بود که شیعیان به او (ع) احتیاج نداشتند. از این رو برای مجازات آنها ، او (ع) به غیبت رفتند. این مساله در مورد امام احمد الحسن (ع) هم صدق می کند. او (ع) به انصار ظلم نکردند ، بلکه این انصار بودند که به ایشان (ع) ظلم نمودند . برای جواب به اینکه چرا او (ع) در دوران فتنه ساکت ماند ، با هم به موارد زیر می نگریم

: برگزیده هایی از کتاب فتنه گوساله

در کتاب فتنه ی گوساله ، جلد 1 ، بخش " فتنه ی گوساله " ، امام احمد الحسن (ع) اشاره میکنند که سامری عالم ، زاهد ، عابد ، مجاهد ( جهاد کرد و به مقابله با طاغوت پرداخت ) ، قادر به دیدن حضرت جبرئیل (ع) و غیبی که فقط او می توانست ببیند بود. او همچنین رهبر و طلایه دار یاران موسی (ع) و از بهترین یاران موسی (ع) بود. ولی این زاهد ، عابد و عالم بسیار قابل احترام احساس کرد که در غیبت موسی (ع) ، لیاقت بیشتری نسبت به هارون (ع) در رهبری بنی اسرائیل دارد. از این رو گوساله را برای پیروان هارون (ع) و موسی (ع) ساخت و برای متقاعد کردنشان کاری کرد که گوساله صدایی همانند یک گوساله واقعی تولید کند. به این نکته مهم توجه کنید : ولی هارون (ع) با این فتنه در زمان غیبت موسی (ع) چه گونه برخورد کرد؟ او سکوت اختیار کرد! او(ع) به تماشا نشست و و ساکت ماند تا زمانی که موسی (ع) به نزد او بازگشت


و از کتاب فتنه ی گوساله : به مانند همان ، این منافقین ، کسانی که سامری را پیروی کردند ، هارون (ع) و گروهی که به حمایت و محافظت از حق پرداختند را ناتوان کردند و سعی در قتل هارون (ع) نمودند ولی او با خرد پیامبران با آن برخورد کرد و منتظر ماند تا موسی (ع) بازگردد." کتاب فتنه ی گوساله – امام احمد الحسن (ع){ [موسى] گفت اى هارون وقتى ديدى آنها گمراه شدند چه چيز مانع تو شد ، كه از من پيروى كنى آيا از فرمانم سر باز زدى ، گفت اى پسر مادرم نه ريش مرا بگير و نه [موى] سرم را من ترسيدم بگويى ميان بنى‏اسرائيل تفرقه انداختى و سخنم را مراعات نكردى}-سوره طه ، 92-94


و اینچنین ، سامری و تصویرش از گوساله برای متجاوزان راه خروجی بود تا آنچه را که روحشان از نفرت و حسادت به موسی (ع) و هارون (ع) پنهان کرده بود نشان دهند ، و مخصوصا هارون (ع) به این علت که بدنام کردن وی (ع) و انتقاد و مقابله با پیامبری و رهبریش ، آسان تر بودند ، زیرا موسی (ع) از طریق معجزاتی که توسط وی نشان داده شده بود جایگاه عظیم و مقام بلندی در بین بسیاری از افراد بنی اسرائیل داشت - کتاب فتنه ی گوساله

از کتاب فتنه ی گوساله : پس باید توجه شود که کسانی که به سامری و گوساله ایمان آوردند همان افرادی بودند که به موسی (ع) و هارون (ع) ایمان داشتند و سامری نیز شخصی بود که به از هارون (ع) و موسی (ع) ایمان داشت و از بهترین یاران موسی (ع) بود... { بر اثر كفرشان [مهر] گوساله در دلشان سرشته شد بگو اگر مؤمنيد [بدانيد كه] ايمانتان شما را به بد چيزى وامى‏دارد} - سوره بقره 93
{و قوم موسى پس از [عزيمت] او از زيورهاى خود مجسمه گوساله‏اى براى خود ساختند كه صداى گاو داشت آيا نديدند كه آن [گوساله] با ايشان سخن نمى‏گويد و راهى بدانها نمى‏ نمايد آن را [به پرستش] گرفتند و ستمكار بودند}- سوره اعراف 148
{و چون موسى خشمناك و اندوهگين به سوى قوم خود بازگشت گفت پس از من چه بد جانشينى براى من بوديد آيا بر فرمان پروردگارتان پيشى گرفتيد و الواح را افكند و [موى] سر برادرش را گرفت و او را به طرف خود كشيد [هارون ] گفت اى فرزند مادرم اين قوم مرا ناتوان يافتند و چيزى نمانده بود كه مرا بكشند پس مرا دشمن‏شاد مكن و مرا در شمار گروه ستمكاران قرار مده}-سوره اعراف 150 -
و به همین شکل، سامری در زمان امام احمد الحسن (ع) کسی است که به امام مهدی (ع) و امام احمد الحسن (ع) اعتقاد داشته است و بسیار از طرف مومنین قابل احترام بوده و یک عالم بوده و در ظاهر یک عابد ، مجاهد و یکی از بهترین یاران امام احمد الحسن (ع) بوده ، ولی در زمانی که غیبت رخ می دهد ، مردمی که به امام احمد الحسن (ع) و امام مهدی (ع) ایمان داشته اند ، سامری و گوساله را باور میکنند
امام احمد (ع) فرمودند : " بدین ترتیب ، دقیقا به همان شکل که سامری با موسی (ع) بود ، و یهودا با عیسی (ع) بود ، و به همان شکل با محمد (ص) شبیه به سامری و یارانش حاضر بودند، و با مهدی (ع) شبیه سامری و یارانش موجود خواهند بود. این سنت خداوندست و تو در سنت خدا تغییری نمیابی. " جواب روشنگرانه / الجواب المنیر
سامری این دعوت کیست ؟ آیا او همان علمای دعوت که به ظاهر زاهد ، عابد و مجاهد و از بهترین یاران امام احمد الحسن (ع) نیستند ؟
گوساله این دعوت که آن را علمای دعوت ساخته اند چیست ؟ آیا آن مکتب که آنها آن را " تجلی الله الرحمن الرحیم " توصیف کرده اند نیست؟ به مطلب زیرنگاه کنید : در کتاب فتنه ی گوساله ،امام احمد (ع) فرمودند :
" و سامری به آنها گفت این خدای شماست و خدای موسی (ع) ، به این معنا که خدای شما در این گوساله تجلی یافته است!! و بسیاری در میان بنی اسرائیل او را باور کردند بعد از اینکه به او در ساختن گوساله کمک کردند. "
درست به همان شکل که آنها به ما می گویند که صفحه فیس بوک برای امام است ( خدایتان در این صفحه متجلی شده است ) و به همان شکل که به ما میگویند مکتب تجلی الله الرحمن الرحیم است - خدای شما در این مکتب تجلی یافته است
این چه صدایی است که ما را با آن فریب داده اند؟ آیا همان صدای دروغین که به جای امام (ع) در صفحه فیس بوک ساخته اند نیست؟
آیا امام احمد الحسن (ع) با سکوت ، تا زمان بازگشت پدرشان امام محمد المهدی (ع) در روز مرگ ملک عبدالله ، همانطور که هارون (ع) تا زمان برگشت موسی (ع) سکوت کرد، با این فتنه برخورد نکردند؟ آیا سکوت امام احمد الحسن (ع) با حدیث در رابطه با غیبتشان که 6 روز ، 6 ماه یا 6 سال طول میکشد انطباق ندارد؟
:یک نکته ی مهم دیگر
در ویدیوی لینک زیر (خطاب داستان ملاقات با امام زمان ع ) به زمان 28:05 لطفا توجه کنید، در جایی که امام احمد الحسن (ع) می فرمایند : " پس ای ظالمان خوشحال مباشید ، خوشحال مباشید از اینکه شما رو ترک می کنم و از کشور شما خارج میشوم ، زمان زیادی طول نخواهد کشید که با پدرم بر میگردم" تا جایی که می فرمایند : " و پدر من خشمناك و اندوهگين نزد شما خواهد آمد به خاطر آنچه که با من کردید..." . حالا به عبارت خشمناک و اندوهگین آمدن در کجای قرآن کریم اشاره شده است؟
{و چون موسى خشمناك و اندوهگين به سوى قوم خود بازگشت گفت پس از من چه بد جانشينى براى من بوديد آيا بر فرمان پروردگارتان پيشى گرفتيد و الواح را افكند و [موى] سر برادرش را گرفت و او را به طرف خود كشيد [هارون ] گفت اى فرزند مادرم اين قوم مرا ناتوان يافتند و چيزى نمانده بود كه مرا بكشند پس مرا دشمن‏شاد مكن و مرا در شمار گروه ستمكاران قرار مده}-سوره اعراف 150-
"
خشمناک و اندوهگین بازگشتن " در قرآن کریم در جایی آمده است که موسی (ع) به سوی قومش برگشت و آنها را در حالی یافت که هارون (ع) را ترک نموده و در حال پرستش گوساله و پیروی از سامری بودند. درست به همان شکل که امام مهدی (ع)خشمناک و اندوهگین باز میگردند بعد از آنکه مردم امام احمد الحسن (ع) را ترک نموده اند و مشغول پرستش گوساله و پیروی از سامری هستند. درست به همان شکل که هارون (ع) در زمان فتنه تا زمان بازگشت موسی (ع) سکوت نمود ، امام احمد الحسن (ع) در زمان این فتنه ی سامری و گوساله تا زمان برگشت پدرشان امام مهدی (ع) در روز مرگ ملک عبدالله سکوت نمودند
https://www.youtube.com/watch?v=64lYT1a ... t3ExSbdAe8
( زمان : دقیقه 28 ، ثانیه 05 )
#63522
پرچم های سیاه مشرقی

از ابو بصیر نقل شده است : ابو عبدالله (ع) فرمودند : " قائم ظهور نخواهد کرد تا حلقه کامل شود " پس من گفتم : و چندین نفر ( احتیاج است تا ) حلقه را کامل کنند ؟ او(ع) فرمودند : ده هزار نفر. جبرئیل بر دست راستش و میکائیل بر دست چپش. سپس او پرچم را تکان خواهد داد و با آن قدم بر میدارد ، پس کسی در در شرق و غرب و زمین نمی ماند مگر آن را لعنت خواهد کرد ، و این پرچم رسول خدا (ص) است ، جبرئیل در جنگ بدر با آن پائین آمد " سپس او فرمود : " ای ابو محمد ،به خدا قسم این نه نخ است ، نه ابریشم و نه کتان " پس گفتم : پس از چه است ؟ او (ع) فرمودند : " ازورق های بهشت ، رسول الله (ص) آن را در روز بدر گشود و سپس آن را بست و به علی (ع) تحویل داد. پس آن با علی (ع) ماند تا اینکه روز بصره فرا رسید ، پس امیر المومنین (ع) آن را بست تا الله برایش آن را گشود. سپس آن را پیچید ، و آن همراه ما است. هیچ کس آن را تا ظهور قائم نخواهد گشود ، پس وقتی او بیاید آن را خواهد گشود ، و هیچ کس در شرق و غرب نخواهد ماند مگر آنکه آن را نفرین خواهد کرد. ترس در جلوی آن به فاصله یک ماه قدم خواهد برداشت و در عقب آن به فاصله ی یک ماه، در راست آن به فاصله ی یک ماه و در چپ آن به فاصله ی یک ماه " غیبت النعمانی ، صفحه 19 – بحارالانوار جلد 52 صفحه 360

همانطور که " شیخ به ظاهر انصاری " عبد العلی المنصوری در کتابش( حوار قصصي مبسط صفحه 82) توضیح داده است ، خشمگین و اندوهناک به خاطر خشم خدا بر این خلق است. پیراهن رسول خدا (ص) بر تن او خواهد بود ، پیراهنی که در روز احد بر تن پیامبر (ص) بود ، و عمامه اش ابرها هستند و سپرش سپر رسول الله (ص) [...] و شمشیرش (شمیر رسول الله (ص) ذوالفقار)، او شمشیر را 8 ماه بر دوشش حمل خواهد کرد ، او خواهد کشت [...] ، او با بنی شیبه آغاز خواهد کرد، پس دست آنها را قطع خواهد کرد وآنها را بر کعبه می آویزد و می گوید : آنها دزد های خدا هستند ، سپس او از قریش خواهد گرفت ، پس او از آنها جز به شمشیر نمیگیرد ، و جز به شمشیر به آنها نمی دهد. غیبت النعمانی ، صفحه 19 – بحارالانوار جلد 52 صفحه 360

جابر گفت که ابو جعفر (ع) فرمودند : " پرچم های سیاه که از خراسان می آیند در کوفه پایین می آیند ، پس اگر مهدی در مکه ظهور کرد ، بیعت به سویش روانه می شود " کتاب الفتن نعيم بن حماد صفحه 198

در کتاب " الوصیه " توسط "شیخ به ظاهر انصاری مکتب باطل" ناظم العقیلی ، صفحه 164 : " پس کسی که در عراق جنگ علیه سفیانی را مدیریت می کند و و او را شکست می دهد پرچم های سیاه خراسانی هستند، و آن قبل از ظهور مهدی (ع) در مکه است.. به این علت که پرچم های سیاه قبل از ظهور مهدی به مکه می رسند ، تا اگر ظهور امام مهدی (ع) رخ داد با او بیعت کنند همانگونه که حدیث زیر امر را آشکار می نماید. ابو جعفر (ع) فرمودند : " پرچم های سیاه که از خراسان می آیند در کوفه پایین می آیند ، پس اگر مهدی در مکه ظهور کرد ، بیعت به سویش روانه می شود " و رسول الله (ص) فرمودند : " از خراسان پرچم های سیاه بیرون خواهند آمد، هیچ چیز آنها را بر نمیگرداند تا زمانی که در ایلیا مستقر شوند " به معنی بیت المقدس. پس در انوار این حدیث روشن می گردد ، پرچم های سیاه کسانی خواهند بود که با سفیانی در عراق خواهند جنگید و او را شکست می دهند تا به بیت المقدس برسند "

ناظم العقیلی ، از علمای بی عمل و خائن مکتب ملعون ، در کتابش صفحه 128 می گوید : "امیر المومنین (ع) تاکید بسیاری بر پیروزی رساندن به پرچم های مشرقی که متعلق به وصی امام مهدی (ع) ( مهدی اول (ع) ) فرمودند ، که جای هیچ شبهه ای باقی نمی گذارد ، بر کسی که امتحان شده است ، پیوستن به آنها و پیروزی دادن به آنها را ترک کند. ابی طفیل گفت که علی (ع) به او فرمود : " ای عامر ، اگر شنیدی که پرچم های سیاه از خراسان می آیند و تو در یک صندوق محبوس بودی ، پس قفل و صندوق را بشکن تا زیر آن پرچم کشته شوی - منظور پرچم های سیاه - پس اگر نتوانستی ، بغلت تا زیر آنها کشته شوی " . و بسیاری دیگری از احادیث که به این امر اشاره می کنند که پرچم های سیاهی که از مشرق می آیند ، توسط وصی امام مهدی (ع) هدایت می شوند و جلودار لشکر مهدی (ع) شعیب ابن صالح خواهد بود ، و آنها پرچم را تحویل مهدی (ع) خواهند داد و با او بیعت خواهند کرد.

عبد العالي المنصوري ، از علمای بی عمل و خائن مکتب ملعون ، در کتابش "حوار قصصي مبسط" در صفحه 84 می گوید : " پس این روشن است که صاحب این پرچم ها قائم یمانی است ، به این علت که احادیث دستور می دهند تا از پرچم های خراسان پیروی کنیم ( پس به نزد آنها برو و با آنها بیعت کن حتی اگر با خزیدن بر روی یخ )، و به این صورت آنها را توصیف می کند که آنها طلب حق می کنند : ( آنها طلب حق میکنند و به آنها داده نمی شود – تا این را سه بار تکرار کرد – پس آنها می جنگند و پیروز خواهند شد و به همین شکل خواهند ماند تا آنها به سوی مردی از اهل البیت من روانه شوند) ، و به این صورت توصیف شده اند که به خود نمی خوانند بلکه به آل محمد (ص) می خوانند کسی که باید آن را با عدل و برابری پر کند ، و از آن رو به سوی امام مهدی (ع) روانه خواهند شد.

در کتاب " الوصیه" در صفحه های 129-128 ، ناظم العقیلی این حدیث را نقل قول می کند :
ابن مسعود گفت : " در حالیکه با رسول الله (ص) بودیم ، جوانی از بنی هاشم بر ما وارد شد. هنگامی پیامبر (ص) او را دید چمانش اشک آلود شد و رنگش دگرگون گشت ، پس من پرسیدم : ای رسول خدا ، ما در حال مشاهده ی چیزی در صورتت هستیم که از آن بیزاریم . پیامبر (ص) فرمودند : (برای ما اهل بیت ، الله سرای آخرت را به جای این دنیا انتخاب کرد ، پس همانا اهل بیت من بعد از من مصیبت خواهند دید و بی خانمان و مطرود خواهند گشت ، تا اینکه مردمی از شرق آیند ، همراه آنان پرچم های سیاه هستند ، پس طلب حقیقت می کنند و به آنها داده نمی شود ، دو یا سه بار ، پس خواهند جنگید و پیروز خواهند گشت ، پس به آنها داده خواهد شد آنچه را که طلب کرده بودند ولی نخواهند پذیرفت ، تا آن را به سوی مردی از اهل بیتم روانه کنند ، کسی که آن را با عدالت و برابری در حالیکه با نا عدالتی پر شده بود ، پر خواهد کرد ، پس هر که آن را دریافت به سوی آن رود حتی با خزیدن بر روی یخ ها ، که همانا او مهدی است " الملاحم و الفتن باب 92
یک نکته کاملا بارز دیگر این است که تک تک احادیث به آن اشاره می کنند که " البیعه لله " بر پرچم قائم (ع) نوشته شده است. آیا تا به حال حتی یک حدیث دیده اید که بگوید ، بر پرچم قائم (ع) : "سرایا القائم" نقش بسته باشد ؟!! این فقط یکی از مثالهایی است که در بسیاری از کتب انصار ( و همچنین بسیاری از کتب مسلمانان ، چه شیعه، چه سنی ) نقل شده است : " همانا ما ، اهل بیت ، پرچمی داریم ، هر کس بر آن پیشی بگیرد از دین برگشته است ، و هر کسی از آن جا بماند هلاک خواهد شد ، و هر که از آن پیروی کند ( ما را ) پیروی کرده است ، بر آن نقش بسته است : " البیعه لله ". " 250 علامت صفحه 15

Image

حال شما دو پرچم سیاه را شناخته اید ، یکی که ادعا می کند حق گو است و بر آن "البیعه لله" نقش بسته و دیگری که با توسط امام جعلی فیس بوک و مکتب ملعون و کارکنانش بر افراشته شده و بر آن "سرایا القائم" نوشته شده است. تصمیمی کاملا آشکار است که کدام حق است.

اما چرا رنگ پرچم های حق قائم آل محمد (ع) سیاه رنگ است ؟

در کتاب توحید امام احمد الحسن (ع) میفرمایند : " اما رنگ سياه كه به خواست خدا اين حجر (سنگ) را پوشاند وآن به گناه بندگان اشاره می كند و آن ها را به گناهان خود ياد آوری می كند كه شايد توبه كنند و طلب مغفرت نمايد و آن ها در خانه خدا هستند، و آن همان رنگ سياه پرچم های حق آل محمد(ع) است و پرچم های سياه به حجر (سنگ) و حجر نيز به آن ها اشاره می كند و هر دوی آن ها به رنگ های سياه خود كه گناه نقض عهد و ميثاق گرفته شده از خلق در عالم ذر بود اشاره می كنند، و نيز به آن چه حامل اين گناه از رنج تحمل می كند ، و حامل پرچم سياه كه اشاره به گناه دارد ، آن بنده ای كه موکل به كتاب عهد و ميثاق شده، و او حجر الأسود و او قائم آل محمد ص است."

و در کتاب جامعه الادله نوشته شیخ به ظاهر انصاری عبدالرزاق الدیراوی صفحه ۹۴ نوشته : " پس این کاملا واضح و بدیهی است که پرچم‌های سیاه بشدت ستایش و ستوده شده اند، برای کسانی‌ از آنها که کشته شوند شهید به حساب میروند، و آنها کسانی‌ هستند که به سوی امام میروند، یعنی‌ آنها اصحاب امام (ع) هستند و با دستورات و امر او حرکت میکنند، و آنها مردم را به هیچ کس به غیر از امام (ع) دعوت نمیکنند، پس کمک و نصرت دادن به آنها در حقیقت کمک و نصرت دادن به امام مهدی (ع) است - بلکه امر به دادن نصرت و کمک به پرچم‌های سیاه در حدیثی که توسط امیر مؤمنان علی‌ (ع) نقل شده است آمده......"ای امر، اگر شنیدی که پرچم‌های سیاه در حال آمدن هستند، پس این قفل و قفسه را بشکن، تا جایی‌ که در زیر این پرچم‌ها کشته شوی، پس اگر نتوانستی، در زیر آنها آنقدر بغلت تا کشته شوی."

اهل بیت (ع) نقل کرده اند: "پس الله بر آنها (یعنی‌ بر سفياني) یک جوانی‌ را از شرق می‌فرستند. آنها را دعوت به اهل بیت رسول الله (ص‌) می‌کند، آنها اصحاب پرچم‌های سیاه هستند، آنها کسانی‌ هستند که به آنها ظلم شده است، الله بر آنها شکوه و پیروزی می‌فرستد، پیروز میشوند با هرکسی که بجنگند. الملاحم و الفتن - الممهدون نوشته کورانی صفحه ۱۰۳

ثوبان گفت که رسول الله (ص‌) فرمودند: پرچم‌های سیاه از شرق می‌آیند، قلب‌های آنها مانند آهن می‌باشد، پس هرکسی که در مورد آنها بشنود به پیش آنها برود و با آنها بیعت کند، حتی اگر بر روی یخ سینه خیز برود - بحار ج۵۱ ص ۸۴ - غایة المرام ج۷ ص۱۰۴
و در کتاب یمانی الموعود نوشته حیدر زیادی شیخ به ظاهر انصاری و خائن در مورد حدیث بالا می‌گوید که: " و در اینجا سخن رسول الله (ص‌) قابل توجه است: پس هرکسی که در مورد آنها شنید به سوي آنها برود و با آنها بیعت کند - یعنی‌ ایشان (ص‌) درخواست میکنند برای بیعت با آنها، پس بر هرکسی واجب است که با آنها بیعت کند زمانی‌ که در مورد آنها می‌شنود، و معصوم به هیچ وجه برای غیر معصوم که از طرف خدا تعیین نشده است درخواست بیعت نمیکند - پس رسول الله (ص‌) خودش یمانی را انتخاب نکرده و از خودش برای او درخواست بیعت نمیکند - این گمان کسانی است که کافر شدند، پس وای بر کسانی که کافر شدند از آتش (دوزخ) - واز روی هوای نفس سخن نمی گوید (۳۸:۲۷ - ۵۳:۳) - بلکه هیچ رسولی یا امامی یا وصی‌ از اولین تا آخرین برای کسی‌ که معصوم نیست درخواست بیعت نکرده است، بلکه شعار آنها حاکمیت الله و حکومت الله و انتخاب از طرف الله - در مورد حاکمیت مردم و انتخابشان - این درخواست و طلب شیطان است. همچنین ایشان (ص‌) در مورد این بیعت تاکید بسیار کردند، و هیچ عذر و بهانه‌ای برای کسی‌ نیست در مورد این بیعت - چه این شخص پیر باشد یا جوان و چه مرد یا زن! که ایشان (ص‌) فرمودند که بیعت کنید حتی اگر باید بر روی یخ سینه خیز بروید زیرا ایشان (ص‌) میدانند که مردمی خواهند بود که آن را ترک خواهند کرد و بهانه‌های احمقانه خواهند آورد - پس او (ص‌) هیچ بهانه یی برای آنها نگذاشته - و من امیدوارم که برادری که این را می‌خواند از خودش سوال کند آیا او از کسانی‌ است که آن را ترک می‌کند یا نه! هیچ بهانه‌ای وجود ندارد...حتی اگر سینه خیز بر یخ! برای خدا انتقام بگیرید و نه برای خودتان که ممکن است با شیطان در آتش جهنم قرار بگیرید."

پس ما به حیدر زیادی میگوییم و باقی انصار مکتب : ما هم همچنین امیدواریم که تو و همه شما هم از خودتان سوال کنید که از کسانی‌ هستید که آن را ترک میکنند یا نه؟ هیچ بهانه‌ای وجود ندارد! حتی اگر بر یخ! برای خدا انتقام بگیرید نه برای خودتان و مکتب که شاید با شیطان در آتش جهنم انداخته شوید.


رسول الله (ص‌) فرمودند: "تاینکه پرچم‌های سیاه از شرق برافراشته شوند، آنها برای حقّ درخواست میکنند، اما به آنها داده نمی‌شود، سپس آنها حقّ را درخواست میکنند ولی‌ به آنها داده نمی‌شود، سپس آنها حقّ را درخواست میکنند ولی‌ به آنها داده نمی‌شود - پس آنها خواهند جنگید - و آنها پیروز خواهند شد، پس هرکسی از شما یا از فرزندانتان متوجه آن شد بگذارید که به پیش امام ما اهل بیت (ع) برود - حتی اگر بر روی یخ سینه خیز باید برود - برای اینکه آنها پرچم‌های هدایت هستند، آنها به سوی یک مردی از اهل بیت من هدایت میکنند، اسم او شبیه به اسم من است، و اسم پدر او شبیه به اسم پدر من است، پس او در زمین حکومت خواهد کرد و زمین را از عدل و درستی‌ پر خواهد کرد بعد از اینکه از ظلم و جور پر شده باشد." معجم احادیث الامام المهدی ج۱ س ۳۸۲

از ثبان - رسول الله (ص‌) فرمودند:" سه نفر کشته خواهند شد در کنار گنجینه‌های شما همگی‌ آنها فرزندان یک خلیفه هستند (وصی‌) و بعد کسی‌ از آنها نخواهد بود. و سپس پرچم‌های سیاه از شرق خروج خواهند کرد و با آنها خواهند جنگید، یک جنگی که هیچ کس به این صورت نخواهد جنگید، و سپس او یک جوانی‌ را متذکر شد و فرمودند : اگر او را دیدید با او بیعت کنید که او وصی‌ امام مهدی (ع) است" بشارة الاسلام صفحه ۳۰
امیر مومنان (ع) بر منبر کوفه فرمودند :" باید یک آسیاب وجود داشته باشد که خورد کند، وقتی که از قطبش بالا رفت، و بر روی پاهایش محکم ایستاد، خداوند متعال یک عبدی را می‌فرستد که پرخاشگر است و طبیعتش آرام است، پیروزی با او است، یاران او کسانی‌ هستند با موهای بلند (و ریش دارند)، لباس‌هایشان سیاه است، آنها اصحاب پرچم‌های سیاه هستند، وای بر کسی‌ که بر ضدّ آنها باشد، آنها را به قتل خواهند رساند، به خدا قسم که انگار دارم به آنها نگاه می‌کنم و به کار‌های آنها و به آن چیزی که ظالمین از طرف آنها دریافت میکنند، و اعراب تند و خشن صحرا. الله آنها را به این گروه‌ها می‌فرستند بدون رحمت، پس آنها را خواهند کشت در شهرشان کنار رود فرات، سرزمین و دریا - نتیجه بخشی از کارهایی که کرده اند، و حقیقتاً که پروردگارتان بی‌ عدالت نیست." غیبت النعمانی ص‌۲۸۱
امام باقر (ع) فرمودند: "انگار که مردمی را میبینم که از شرق بیرون آماده اند، آنها برای حقّ درخواست میکنند، اما به آنها داده نمی‌شود، سپس آنها حقّ را درخواست میکنند ولی‌ به آنها داده نمی‌شود، سپس آنها حقّ را درخواست میکنند ولی‌ به آنها داده نمی‌شود پس وقتی که آنها این را می‌بینند شمشیر‌هایشان را با پشتشان میگذارند و به آنها چیزی را که درخواست کرده بودند داده میشود اما آن را قبول نمیکنند تا وقتی که قیام کنند، و آنها انجامش نمی‌دهند به جز برای صاحبتان، کشته شده آنها شهید به حساب میاید. همانا، اگر من اصحاب آن را بشناسم و درک کنم خودم را برای صاحب این امر نگاه میدارم " غيبة النعماني ص‌ ۲۸۱

رسول الله (ص‌) فرمودند:" اگر دیدی که پرچم‌های سیاه از خراسان خارج شدند پس به سوی آنها برو، حتی اگر باید بر روی یخ/برف سینه خیز بروی، زیرا آنها وصی‌ خدا امام مهدی را با خود دارند (و در احادیث دیگر وصی‌ امام مهدی) " - سید ابن طاووس الحسنی ص‌۵۲

. در کتاب جامع الادله نوشته عبد الرزاق الدیراوی، می‌گوید: و اگر امیر مؤمنان (ع) به این شدت اصرار می‌کند که پرچم‌های سیاه را پشتیبانی کنیم، و ایشان امر میکنند که در زیر آن کشته شویم، پس آیا یک انسان دارای عقل سلیم میتواند تصور کند که امام باقر (ع) چیز غیر از این را امر کنند؟ پس، مطمئناً آن چیزی که امام باقر (ع) منظورشان بود از استفاده کلمه "صاحب این امر" صاحب پرچم‌های سیاه است. این معلوم است که یک شخص معصوم خودش را جز برای یک شخص معصوم دیگر نگاه نمیدارد، بلکه نسبت به هیچ کس بغیر از حجتی از حجت‌های خدا بر مخلوقا تش، و هرکسی که بر این پرچم پیشی‌ بگیرد از بین رفته است و هرکسی که عقب بماند نابود شده است. در این مورد عبید ابن کعب گفت: که من از امیر مؤمنان (ع) شنیدم که فرمودند: همانا ما اهل بیت پرچمی‌ داریم، هر کس که از آن جلو بزند به نابودی رفته، و هرکسی که از آن عقب بماند نابود شده است، و هرکسی که از آن پیروی کند از ما پیروی کرده است. تا جایی‌ که می‌گوید: پس صاحب پرچم‌های سیاه حجتی است از حجت‌های خدا، و پرچمی‌ که توسط علی‌ (ع) بالا رفت در جنگ جمل، به او رسیده است.

پس در اینجا عبد الرزاق الدیراوی به وضوح نشان میدهد که پرچمی‌ که در احادیث آمده که هرکسی از آن جلو بزند از دین خارج شده و هرکسی که از آن عقب بماند نابود شده و هرکسی که از آن پیروی کند نجات یافته است و بر آن نوشته شده بیعت با الله - پرچم سیاهی است که با خروج قائم (ع) ارتباط تنگاتنگی دارد.یروی کند از ما پیروی کرده است. تا جایی‌ که می‌گوید: پس صاحب پرچم‌های سیاه حجتی است از حجت‌های خدا، و پرچمی‌ که توسط علی‌ (ع) بالا رفت در جنگ جمل، به او رسیده است.

پس ما به تمام این افراد به ظاهر شیخ و باقی انصار و پیروانشان میگوییم : ما هم همچنین امیدواریم که تو و همه شما هم از خودتان سوال کنید که از کسانی‌ هستید که آن را ترک میکنند یا نه؟ هیچ بهانه‌ای وجود ندارد! حتی اگر بر یخ! برای خدا انتقام بگیرید نه برای خودتان و مکتب که شاید با شیطان در آتش جهنم انداخته شوید


امام باقر (ع) فرمود : هر چیزی برای شما ایجاد اشکال یا شبهه کند ، وصیت و پرچم و سلاح پیامبر خدا (ص) ، جای هیچ گونه شبهه و اشکال برایتان باقی نمیگذارد ... بر حذر باشید از کسانی که خود را به دروغ به آل محمد (ع) نسبت میدهند . زیرا که برای آل محمد (ع) و علی (ع) یک پرچم ، و برای دیگران پرچم ها است . پس در جای خودت ثابت باش و از هیچکس ابداً تبعیت نکن ، تا مردی را از فرزندان حسین (ع) ببینی ، که با او وصیت رسول خدا (ص) و پرچم او و سلاح او باشد. تفسير العياشی ج 1 ص 64 . بحار الأنوار ج 52 ص 222 . إلزام الناصب ج 2 ص96

از ابی جعفر که نقل کرد:" مردی از بنی هاشم ظهور خواهد کرد، بر دست راستش خالی است، از خراسان با پرچم های سیاه، در پیشاپیش او شعیب بن صالح است، او با اصحاب سفیانی خواهد جنگید و آنان را شکست خواهد داد." – ابن حمد 84 عقد الدرر

 الحکم بن نافع روایت کرد:" سفیانی وارد کوفه میشود و آن را برای سه روز به تصرف در می آورد و60.000 نفر از مردم آن را میکشد و برای 8 شب در آنجا می ماند، در حال تقسیم پولهایش، او باید بعد از آن هنگام که با ترکها می جنگد وارد مکه شود، و رومیان در قرقیسا، و سپس او باید آنان را از پشت قسمت کند و بدینگونه گروهی به سوی خراسان عقب نشینی خواهد نمود، و اینچنین اسب (اسباب حمل و نقل) سفیانی کشته میشود، و حصار ها باید نابود گردند تا آنکه او وارد کوفه شود، و مردم خراسان را فرا خواهد خواند. و اینچنین بعد از آن سفیانی به مدینه فرستاده میشود، و گروهی از آل محمد بُرده خواهند شد\منتقل خواهند شد، تا آنکه آنان به کوفه برسند، و سپس مهدی ظهور خواهد نمود و منصور در حال گریختن از کوفه و اینچنین بعد از آن سفیانی آنها را فرا خواهد خواند، هنگامی که مهدی و منصور به مکه میرسند، لشکر سفیانی به بیداء می رسد، و اینچنین رانش\فرو رفتن زمین رخ خواهد داد. سپس بعد از آن مهدی ظهور میکند تا آنکه او از مدینه میگذرد، و اینچنین او تمام آنانی را که از بنی هاشم بودند را نجات میدهد، و پرچم های سیاه آشکار خواهند گشت تا آنها به آبها برسند، و آنها تمام آنانی در کوفه از یاران سفیانی هستند را فرا میخوانند که آنها در حال آمدند و اینچنین بعد از آن آنها خواهند گریخت. و هنگامی که آنان به کوفه میرسند، آنها تمام آنانی را که از بنی هاشم بودند را نجات میدهند، و گروهی از مردم از پشت کوفه آشکار میشوند ... ، تقریباً هیچ کدام از آنان سلاح ندارند مگر اندکی، و در میان آنان مردی از بصره است، پس آنان به سوی یاران سفیانی به پیش می روند، و آنها هر کسی را که با آنان[سربازان سفیانی] بود را از اسارت کوفه نجات میدهند، و بدین شکل پرچم های سیاه به پیش خواهند رفت تا به مهدی بیعت دهند." – کتاب فتن از ابن حماد 893-308\1

رسول الله (ص) فرمودند:" مردمی از مشرق ظاهر خواهند گشت، و بدین شکل بعد از آن آنها به سوی مهدی پیش خواهند رفت." – الفتن ابن ماجه خروج مهدی حدیث 4078

عبدالله بن عمر روایت کرد:" مردی از فرزندان حسین از مشرق ظاهر خواهد، اگر کوهها او را ملاقات کنند او آنها را ویران خواهند کرد و آنها را به جاده ها تبدیل خواهد نمود." ابن حماد ج1 ص372 و ج1 ص407 و عقد الدرر ص 127

از ابی جعفر:"و سپس سفیانی ملعون ظهور خواهد کرد و در بین تمام آنها آشکار خواهد شد، و قبل از آن 12 پرچم در کوفه برافراشته خواهند گشت که شناخته شده اند، و فردی از کوفه قیام خواهد نمود که از فرزندان حسین (ع) است و به پدرش فرا میخواند، و سپس بدین شکل سفیانی لشکرش را به پیش خواهد فرستاد." – کتاب فتن ابی نعیم ج1 ص28
#63523
انصار در مقابل احمد الحسن (ع) می ایستند؟

در کتاب (فتنه گوساله)- امام احمد الحسن (ع) می فرمایند : " بلکه بعضی از علمای بی عمل که فرد جاهل تصور می کند آنها به او (ع) نزدیک هستند به او ایمان نخواهند آورد- امام صادق (ع) فرمود: (... به همین صورت برای قائم (ع) می باشد). روز های غیبت ایشان طولانی می شود بطوریکه حقیقت آشکار خواهد شد و ایمان خالص و تهی از ناپاکی ها می شود و این توسط ارتداد تمام شیعه ها دارای ذات شریر هستند انجام می شود کسانی که نگران هستند از اینکه در زمانی که انتظار قدرتمندی و امنیت کامل در سلطنت قائم (ع) را دارند جزء دسته ریاکاران محسوب شوند..... (تا اینکه فرمود) ’’ و اینکه زمانیکه از اسلام چیزی جز نامش و از قرآن چیزی جز نوشته ای باقی نماند و (زمانیکه) صاحب امر نماند و (زمانیکه) صاحب امر با دليلي روشن از ديده ها غایب می شود بخاطر وجود فتنه در قریب به اتفاق دل ها تا اینکه نزدیک ترین کسان به او بدترین دشمنان (شریر ترین دشمنان) او می شوند در همین حال خداوند متعال از او بوسیله سربازانی که شما نمی بینید حمایت می کند و دین پیامبرش را از طریق دست های او متجلی خواهد ساخت و آنرا بر تمام دینها برتری خواهد داد حتی با اینکه مشرکان این را نپسندند’’. (کمال الدین صفحه ۳۵۶- غیبت الطوسی صفحه ۱۷۲- بحار الانوار جلد ۵۱ صفحه ۲۲۲ ) "

این حدیث را که امام احمد الحسن (ع) به آن اشاره می کند نشان می دهد که نزدیک ترین شخص به او بدترین دشمن او خواهد بود ’’نزدیک ترین شخص به او’’ یعنی کسی که به او ایمان آیمان آورده است! اما او شریر ترین دشمن او در زمان و بعد از غیبتش خواهد بود! فکر نمی کنم احتیاج باشد که موضوع ( خبانت افراد و شیوخ به ظاهر انصاری مکتب ملعون ) از این واضح تر شود.

در کتاب (فتنه گوساله) صفحه ۱۶۷ - امام احمد الحسن (ع) می فرمایند : " امام صادق (ع) می فرماید که هنگامی که قائم ظهور می کند اشخاصی که تصور می شد که جزو این امر هستند از آن بیرون خواهند آمد-زمانیکه قائم ظهور می کند (منظور ظهور اول نیست بلکه ظهور دوم و تدریجی است) افرادی که به مردم این امر توصیف می شوند چه کسانی هستند؟ این امر-امر امام احمد الحسن (ع) می باشد. افراد امر امام احمد (ع) چه کسانی هستند؟ آنها انصار هستند- کسانی که در لحظه هنگام ظهور اول به او معتقد بودند- حالا زمانیکه ایشان برای بار دوم ظهور می کنند بیشتر آنها از آن خارج می شوند!

از امام باقر (ع) روایت شده که زمانیکه قائم (ع) برمی خیزد- ایشان به کوفه خواهد رفت چند هزار نفر که بنام بتریه شناخته می شوند- کسانی که سپاهی خواهند داشت بر علیه او (ع) بر خواهند خواست. آنها خواهند گفت: برگرد به جایی که از آن آمده ای. ما به پسران فاطمه نیازی نداریم. او آنها را تا نفر آخراز تیغه شمشیر خواهد گذراند. سپس وارد کوفه خواهد شد. آنجا او هر یک از ریاکاران شکاک را خواهد کشت و قصرهایشان را خراب خواهد کرد. او کسانی که برای آنها می جنگند را خواهد كشت تا اينكه خداوند متعال خشنود شود. و این توصیه ای به کسانی است که از این روز می ترسند و نمی خواهند که با گفتن “برگرد ای پسر فاطمه” در مقابل امام بایستند- امام احمد الحسن (ع) در نامه اش “توصیه به طلاب حوزه علمیه و به تمام جویندگان حقیقت”

فقط انصار هستند که معتقدند امام احمد الحسن (ع) به راستی فرزند فاطمه (ع) می باشد. بقیه شیعیان و مطمئنا بقیه مسلمین و بقیه مردم به بطور عموم معتقد نیستند که او جزو فرزندان فاطمه (ع) می باشد. بنابراین تنها کسانی که می توانند به امام (ع) وقتی که بپا می خیزد بگویند “برگرد ای پسر فاطمه” یا ”ما به پسران فاطمه نیازی نداریم” انصار می باشند کسانی که اعتقاد دارند امام (ع) پسر فاطمه (س) است.

در خطبه حج امام احمد الحسن (ع) به سه بار عهد و پیمانی را که با او بسته شده بودند برشمرد
اولین : و آن پیمان اول بود. سپس مردم از پیمان خود بازگشتند بجز عده قلیلی که به فرستاده خدای متعال وفادار بودند
دومین : سپس ارتداد حیدر المشتت رخ داد- پس کسی با فرستاده خداوند باقی نماند بجز عده قلیلی که وفادار ماندند
سومین : این سومین عهد و پیمان بود بعد از اینکه من دو بار مورد حمله قرار گرفتم

و بعد امام (ع) فرمود: حمد و سپاس خدا را که مرا شبیه ذوالقرنین قرار داد
بنابراین امام (ع) ذکر کرد که دو بار پیمان شکنی در دو بار عهد و پیمان بسته شده رخ داده است. اگر ما بتوانیم ثابت کنیم که پیمان شکنی دیگری در سومین عهد و پیمان نیز رخ خواهد داد پس ما با اطمینان می توانیم بگوییم که هنگامی که قائم (ع) ظهور کند- گروهی که بر سر پیمان سوم هستند نیز پیمان شکنی خواهند کرد مانند دو مرتبه اول و فقط عده قلیلی به فرستاده خدای متعال وفادار خواهند ماند و بله ما می توانیم این را ثابت کنیم.


سئوالی که امام احمد (ع) در کتاب متشابهات جلد ۳ به آن پاسخ دادند : " اهل البیت (ع) داستان ذوالقرنین را در روایات توضیح داده اند- و مهمترین موضوع در آن اینست که ذوالقرنین این زمان قائم می باشد- تا اینکه او گفت و سخن امیرالمومنین (ع) که فرمود: و شبیه او در میان شما وجود دارد- منظور او قائم است- بدلیل اینکه او مردم را خواهد خواند ولی آنها به او خواهند گفت که برگرد ای پسر فاطمه- سپس او آنها برای بار دوم خواهد خواند و آنها به او خواهند گفت که برگرد ای پسر فاطمه- و در دفعه سوم خداوند او را بر آنها غلبه خواهد داد- پس او آنها را خواهد کشت تا وقتی که خدا راضی شود- و تا اینکه یکی از افراد نزدیک به او خواهد گفت: شما مردم را مثل گوسفندان می ترسانید! و تا زمانیکه مردم می گویند: این از خانواده محمد (ص) نیست و اگر از خانواده محمد (ص) بود او رحم داشت- مانند آنچه از ایشان (ع) روايت شده است- متشابهات سئوال ۷۲ "

بیاد داشته باشید هنگامیکه ایشان (ع) در خطبه حج فرمود: ... این پیمان سوم بود- بعد از آنکه من دو بار مورد حمله قرار گرفتم. حمد و سپاس خدا را که مرا شبیه ذوالقرنین قرار داد- بنابراین دومرتبه ای که مردم به قائم برگرد ای پسر فاطمه در حال حاضر اتفاق افتاده است همانطور که در خطبه حج ذکر شده است. اما هنوز مرتبه سوم که می گویند برگرد ای پسر فاطمه اتفاق نیفتاده است- زیرا همانطوریکه در روایات بالا آمده است آن زمانی اتفاق می افتد که قائم (ع) ظهور می کند. نکته در اینجا چیست؟ نکته اینجاست که دقیقا مانند دو مرتبه اول کسانی که به امام (ع) گفتند برگرد ای پسر فاطمه انصار بودند کسانی بودند که با او پیمان بستند- پس در مرتبه سوم نیز آنها انصاری هستند که با او پیمان بستند.
#63532
تضاد اول مکتب : درخواست پیوست به مجلس سیاسی عراق

درخواست پیوست به مجلس سیاسی عراق
Image

ترجمه تصویر نامه
" مکتب سید احمد الحسن
بسم الله الرحمن الرحیم
به رئیس محترم مجلس سیاسی ولایت بصره
السلام علیکم و رحمه الله و برکاته
مکتب سید احمد الحسن الیمانی در نجف اشرف بدین طریق به طور رسمی درخواست می نماید ، تا در صورت امکان یک نماینده رسمی در مجلس سیاسی ولایت بصره داشته باشد ، بر این مبنا که ما یک دعوت مذهبی ،که به امام مهدی محمد بن الحسن (ع) فرا میخواند، هستیم و در تمام ولایت های عراق حضور داریم. برای این امر ما به شما آقای احمد سعدون محمد الغانم ،شخصی که نماینده ما در ولایت بصره و سخنگوی رسمی مکتب ما به طرف های حقوقی هست، را معرفی میکنیم.
این درخواست بر مبنای هدف هماهنگ کردن مکتب ما و مجلس محترم شما ، برای خدمت به عموم ، و برای جمعیت ما و برای وطن عزیزمان عراق ، و به منظور مطلع کردن احزاب رسمی از حضور ما ، و به منظور همکاری برای حفظ یکپارچگی وطن مان و ساکنان آن با تمام فرقه ها و مذاهب ، و به منظور دفاع از آن با هر آنچه در توان داریم در مقابل دشمنان ، کسانی که نه دین و نه انسانیت دارند ، ارائه شده است.
با قدردانی
مکتب رسمی احمد الحسن
نجف اشرف
1435 هجری قمری"

این مجلس سیاسی ( شورای سیاسی ) ، مجلسی از سیستم فاسد دولت است! شورائی که به دموکراسی و حمایت از آن می پردازد! شورائی که توسط دولتی اداره می شود که به محمد (ص) و آل محمد (ص) و شیعیان واقعی آنها ظلم نموده است! این شورا و همانندهای آن دقیقا همان چیزی است که امام احد الحسن (ع) آنها را به چاپلوسی از دجال بزرگ آمریکا و سیستمش توصیف نموده اند. چطور ممکن است که امام احمد الحسن (ع) چنین درخواستی برای داشتن یک نماینده در این شورای دولتی بکنند! آیا انصار فراموش کرده اند که امام احمد الحسن (ع) چه چیز فرموده اند؟!

امام احمد الحسن (ع) در کتاب جواب روشنگرانه همکاری با این دولت را محکوم می نماید ، ایشان می فرمایند : " کسانی از افراد پلیس و نظامیون هستند که به خود آمده اند و به این دعوت ایمان آورده اند، و بعضی از آنان افرادی با درجات بالای نظامی هستند. من از تمام آنها درخواست نموده ام که این ناعادلان را حتی به اندازه نصف کردن خرمایی خشک یاری ندهند."

در کتاب " جهاد درب بهشت " امام احمد الحسن (ع) می فرمایند : " در ساحت انبیا و معصومین (ع) هیچ جایی برای چاپلوسی یا تعریف وجود ندارد ، زیرا هدف آنها پیروزی دنیایی نمی باشد ، آنطور که بسیاری از مردم تصور می کنند ، بلکه هدف آنان یاری رساندن / پیروز گرداندن الله ، سبحان تعالی ، می باشد.
چون عيسى از آنان احساس كفر كرد گفت ‏ياران من در راه خدا چه كسانند حواريون گفتند ما ياران [دين] خداييم به خدا ايمان آورده‏ايم و گواه باش كه ما تسليم [او] هستيم سوره آل عمران آیه 52
پس ما هرگز نمی بینیم که آنها (ع) تملق ظالمان یا منافقان را گویند و نه تعریف از کافران کنند تا بدین وسیله به پیروزی دنیای و مادی برسند ، و دقیقا بر عکس آن است"

امام احمد الحسن (ع) همچنین در همین کتاب می فرمایند : " اما علی (ع) تملق/تعریف از معاویه ، حتی برای یک ساعت ، نکردند و او به سرعت تصمیم بر خلع ( از مقامش ) گرفتند ، زیرا الله حفظ ظالمی را بر ظلمش حتی برای یک ساعت هم نمی پذیرد ، و علی (ع) ممکن بود در اثر این تصمیم قطعی الشام (شام قدیم ) را از دست بدهد ولی همانا او الله ، سبحان تعالی ، و رضایتش را بدست آورد.
و به همچنین برای حسین (ع) ، آیا او انقلاب بزرگ الهی اش را سه سال به تاخیر انداخت، یعنی تا مرگ یزید بن معاویه (لعنت خدا بر او )، تا شاید مشکلات (به سود حسین (ع) ) پایان یابند ، و شاید پیروزی دنیایی (مادی ) برای او حاصل می شد ، ولی او الله، سبحان تعالی ، را انتخاب نمود و تملق گویی و نرمی با آن ظالمان و متجاوزان را انجام نداد.
پس از دروغزنان فرمان مبر. دوست دارند كه نرمى كنى تا نرمى نمايند} - سوره قلم آیه 9-8}

و معادله امروز همان معادله است، اگر تو به سوی آنان نرمی کنی پس آنها به سوی تو نرمی خواهند کرد ، تو از آمریکا راضی هستی پس آمریکا از تو راضی است ، تو پروژه آمریکا را می ستایی پس آمریکا تو را می ستاید. و به همان شکل ، تو از الله خشنودی ، پس الله از تو خشنود است ، و تو پروژه الله را ستایش می کنی پس الله تو را می ستاید. پس هر که را که میخواهی ستایش کن ، پس مجمع آمریکا را ستایش کن و سازمان ملل آمریکا را ستایش کن ، وشاید آنها به تو جایزه نوبل صلح دهند ، یا مجمع والا را نزد الله ،سبحان تعالی، ستایش کن ."

و او (ع) در همین کتاب می فرمایند : " پس آنها تملق هیچ کس را در مقابل این حقیقت نمیکنند و حتی با این وجود برای آن متهم شده اند ، آنجا که در گذشته به عیسی (ع) گفته اند که او بر حکومت بر بنی اسرائیل ، که علمای غیر عامل با تملق و چاپلوسی رومیان آن را گمراه کرده بودند ، حریص بوده."

و در کتاب متشابهات امام احمد الحسن (ع) می فرمایند : " و این راه انصار/فدائیان الله است ، که آنها در مرتبه اول خود را از حاکم ظالم مبرا اعلام می کنند ، بدین منظور که نشان دهند ، مبرا اعلام کردن یک شخص از حاکم ظالم ، بر ایمان و تسلیم برای خدای سبحان و تعالی پیشی گرفته است. در غیر این صورت ، چگونه ممکن است یک فرد مسلمان باشد در حالیکه او تملق ظالم را میگوید و آن را دوست دارد؟ یا تمجید کردن و دوست داشتن کسی که لجوج در مقابل الله و پیامبرش قرار گرفته است؟ حتی اگر این فرد خودسر از خانواده یا قومش باشد"

و برای توصیف انبیا(ع) و معصومین (ع) ، امام احمد الحسن (ع) می فرمایند : " بلکه من آنان را مقتول ، مقطوع و مصلوب با عزت و کرامت یافتم ، بدون یک ثانیه تسلیم بودن ، تمجید کردن و متمایل شدن برای ظالم "
" پس آیا هر گونه عذری برای هر کسی که آمریکا را می ستاید و تمجید می کند باقی می ماند"

و با داشتن یک نماینده رسمی در شورای سیاسی ، آیا آنها قانون اساسی ، که مردم در مقابل قانون الله پایه گذاری نموده اند ، را تائید نمیکنند؟

پس بنگرید که امام احمد الحسن (ع) چه می فرمایند : " چه کسی است که به مذهب حق آسیب می رساند؟ کسی که با آمریکائیان کفار سلطه طلب می جنگد و جهاد بر علیه آنان را واجب میکند و در برابر آنان می جنگد ، و کسی که حاکمیت الله را تایید می کند ، و نمی پذیرد مگر معصوم و قرآن را ، و کسی که قرآن و رسول الله (ص) و امامان (ع) به عنوان سرمشق و رخت می گیرد و با عمل یا گفتاری از آنان تجاوز نمی کند ،و کسی که برای پیروز کردن و بیعت دادن به امام مهدی (ع) در خواست می نماید و انصارش را برای او آماده می کند ، و کسی که به زهد در این دنیای بی مرتبه و به سوی آخرت و تلاش به سوی آن فرا میخواند ، و کسی که... ، و کسی که...؟! یا کسی که تمجید این کفار آمریکایی را می کند و دموکراسی ، حاکمیت مردم و انتخابات را تائید می کند ، وکسی که قانون اساسی نوشته شده توسط مردم را تائید میکند و کسی که... ، و کسی که...؟!"

و این از یکی از ادمین های وب سایت رسمی عربی المهدیون هست که می گوید : " اگر امام احمد الحسن (ع) به دنبال مقام و جایگاه بودند ، پس (تا به الان) تمجید و چاپلوسی از سیاستمداران و رجال شناخته شده ی دینی کرده بودند و به آنها به منظور بدست آوردن رتبه و جایگاه بالای سیاسی و دینی نزدیک شده بودند! اما اولین کاری که امام احمد الحسن (ع) انجام دادند رسوا کردن آن رجال دینی و سیاستمداران بود." پس آنها خود اعتراف می کنند که امام احمد الحسن (ع) هرگز آن کاری را که آنها انجام دادند ، نمی کردند!! او (ع) هرگز تعریف یا تمجید از دولت یا سیاستمداران یا هر چیز وابسته به آنها را نمی کردند.
لینک: http://vb.almahdyoon.org/showthread.php?t=23006

یک سوال مهم از تمام انصار مخلص و پاک ، که اشتیاق امامشان را دارند : اگر امام بی خانمان و اخراج ( مجبور به خروج) شدند ، و یک حکم قانونی در غیبتشان علیه ایشان صادر گشت ( با وجود عدم حضور در دادگاه محکوم شدن)، و توسط دولت تحت تعقیب قرار گرفتند و در حال حاضر " تحت تعقیب" هستند ، وبسیاری از انصارش زندانی گشته اند ، و بسیاری از آنان ( با حکم دادگاه) اعدام گشته اند ، و هم اکنون 20 انصار در زندان این ظالمین هستند که محکوم به مرگ شده اند ، و در سخنی دیگر از امام احمد الحسن (ع) : " من هرگز تملق نمیگویم و یا تعریف نمیکنم ، من هرگز چانه نمیزنم " و او (ع) فرمودند : "من همانند پدر بزرگم حسین (ع) هستم ، و بینی من همانند سنگ است. به خدا قسم حاضر هستم هزاران بار ذبح بشوم تا سرم را در مقابل یک ظالم خم کنم." ، اکنون سوال این است :آیا مکتب با فرمان امام (ع) در حال تملق گویی و تمجید است؟ آیا امام (ع) در تضاد با خودشان ( و بسیار از او (ع) دور است) هستند؟

و علامت های سوال بسیارند! بخدا قسم این امر بسیار خطرناک است ، خطرناک تر از آنکه ما بتوانیم آن را تصور کنیم! این اعمال مکتب هیچ گونه ارتباطی با امام (ع) ندارند ، و امام (ع) بسیار از تملق گویی و تعریف کردن و چانه زدن دور می باشند

با این اعمال شما امام (ع) را در بدترین شکل قرار می دهید! به این علت که انصارش در زندان هستند و بعضی از آنان به مرگ محکوم شده اند ! حتی خود امام (ع) ، حکمی برای ایشان در غیبتشان صادر گردید. پس چرا او (ع) بی خانمان و اخراج شده است در حالی که شما در حال بازگشت به آغوش دولت هستید؟!!! لحظه ای درنگ کنیم ، تفکر کنیم و بیاندیشیم

مکتب مدرکی را امضا کرده تا امام (ع) به دولت / پلیس بدهد. فکر میکنید که آن ادعایی بهانه وار است؟ آیا شواهد را نمی بیند؟ پس اگر فکر می کنید که آن یک بهانه واهی است ، پس لطفا به یاد آورید که بزرگترین سرویس های اطلاعاتی دنیا به دنبال امام (ع) میگردند. آیا فکر میکنید که آن نیز یک بهانه ی واهی است که آنها این افراد را استخدام کرده و در دعوت قرار داده اند تا امام (ع) را به آنان تسلیم کنند ؟

و اینجا یک ویدیو که مکرر بر شبکه ماهواره ای پخش می گردد که ابتسام احمد ( یکی از ادمین های وبسایت رسمی عربی و همسر دکتر توفیق المغربی) می گوید که آمریکا فقط به عراق وارد شد تا فقط به دنبال او (ع) بگردد و نه به هیچ دلیل دیگری.
لینک : https://www.youtube.com/watch?v=NSpJz2E ... 5rGRd3gmgE

پس به چه شکل به ذهن مکتب و دیگر شیخ ها رسید تا ادعا کنند که آنها ارتباط مستقیم با امام (ع) را دارند؟ آیا سرویس های اطلاعاتی نمی توانند بسیار آسان از طریق آنان امام (ع) را پیگیری کنند؟ چرا امام (ع) با سرویس های اطلاعاتی دنیا تعقیب شده اند و از کشورشان خارج شده اند در حالیکه روئسای مکتب و شیوخش در خیابان های عراق با امنیت راه می روند و شب و روز در شبکه ماهواره ای ظاهر می گردند ، چرا دستگیر نمی شوند؟ چرا همانند امام(ع) متوقف یا تعقیب نمیشوند؟ چرا پس اگر واقعا با امام (ع) در ارتباط هستند ، توسط سیستم های اطلاعاتی رد یابی نمی شوند؟

آیا ندیده اید که حسن الحمامی رئیس مکتب ملعون میگوید که ، آن یک دعوت گمراه و تروریستی است و آن امام احمد الحسن (ع) گمراه و گمراه کننده است ( لینک فیلم در زیر آمده است ، لینک اول دقیقه 5 ثانیه 47 ، لینک دوم دقیقه 8 ثانیه 50)، و او در آن ویدیو (لینک اول ) برای دستگاه های اطلاعاتی تصدیق کرد که او رئیس مکتب دعوت است. بعضی می گویند که او تقیه می کرده است! جدا ؟! قبول ، فرض می کنیم او تقیه می کرده است. ولی در حال حاضر این منطقی نمی باشد که در حال حاضر که دولت عراق این دعوت را به عنوان دعوت تروریستی تلقی میکند و آنها از خود حسن الحمامی می دانند که آن یک دعوت تروریستی و گمراه و غیره است و او رئیس مکتب است ، و آنها او را در عراق و در تلویزیون، هنگامی که با آسودگی و اطمینان خاطر قدم بر میدارد و و در سراسر عراق آزادانه به فعالیت می پردازد ، به حال خود رها کرده باشند! چطور ممکن است که انها به دنبال امام (ع) بگردند در حالیکه الحمامی و افرادش را این گونه رها کنند؟! چگونه ممکن است که در حال حاضر سرویس های اطلاعاتی مکتب و افرادش را در حالیکه با آرامش به هر سو می روند و آزادانه فعالیت های عمومی انجام می دهند و شب و روز ادعای ارتباط مستقیم با امام را دارند، به حال خود رها کنند!!؟
در این لینک ها می توانید ویدیو های الحمامی را مشاهده کنید :
لینک اول : https://www.youtube.com/watch?v=7Q1Z47bgyTU
لینک دوم : https://www.youtube.com/watch?v=HshEf0Ppn5A
#63536
تضاد دوم مکتب : همکاری با دولت و جهاد در زیر پرچم دولت

ما مطمئن هستیم که شما همگی‌ یکی‌ از آخرین پست‌های فیسبوک (در زمان آشکار شدن سری ویدیوهای پرچم های سیاه مشرقی در آپریل 2015 میلادی مصادف با اردیبهشت1394) را خوانده اید که در آن امام جعلی می‌گوید : "وضعیت بسیار خطرناک است بعد از اینکه بسیاری از تشکیلات تروریستی بر عراق تسلط پیدا کردند و سوریه را نابود کردند و در حال حرکت به سوی بغداد هستند، و زمان به نفع بغداد یا کربلا یا نجف یا شهر‌های دیگر نیست، و این دلیلی‌ است که ما آماده هستیم که نیروهای نظامی برای حفاظت خاک عراق و بخش‌های مقدّس آن تشکیل دهیم. پس اگر دولت عراق آماده است که با انصار امام مهدی (ع) همکاری کند که از خاک عراق و بخش‌های مقدّس آن حفاظت کند، پس بگذارید که رئیس جمهور عراق یا شخصی‌ که نماینده رسمی‌ ایشان است، یا وزیر دفاع کشور عراق یا کسی‌ که نماینده او است، یا وزیر داخلی یا کسی‌ که نماینده او است با مکتب رسمی‌ نجف تماس بگیرند در نجف برای همکاری تشکیل دادن نیرو‌های رزمی و جنگی و همچنین ارائه وسایل جنگی به آنها کمک کنند، و آنها را آماده دفاع خاک عراق و قسمت‌های مقدّس بکنند"

پس آیا امام احمد الحسن (ع) با دولتی و نیرو‌های نظامیش که انصار او را کشتند، آنها را شکنجه دادند، به آنها ظلم کردند، و باعث بی‌خانمان شدن و بیرون انداختن امام (ع) از خانه‌شان شدند، همکاری خواهند کرد؟

بعلاوه چیزی که در بالا گفته شد (که در پست‌های قبلی ذکر کردیم) که امام احمد الحسن (ع) آشکارا فرمودند که ایشان به هیچ وجه با ظالم و نظام ظالمین همکاری :نخواهد کرد و نه از آنها تعریف می‌کند و نه تمجید، در اینجا یک قسمتی دیگر از کتاب فتنه گوساله جلد دوم از صفحه ۱۷۴ داریم

" قبل از اينکه به اعمال بعد از ظهورش(ع) بپردازيم لازم است از بعضى احاديث که واقعيت تلخ را کشف می کنند اطلاع پيدا کنيم که ما امروزه [تحقق آن‌ها را ]در بعضى از علماء بى عمل و يا در بعضى از کسانى که خود را شيعه ی اهل بيت (ع) يا موالى برای آنها (ع) می نامند حس می کنيم آنها در هرزمان نه به معروف امر می کنند و نه از منکر نهی می کنند و با طاغوت همكاری و سازش می کنند و نزد آنها قضاوت و حكم می کنند. بلکه و با کمال تاسف شديد در بسياری از مواقع به آنها كمک می کنند حال به خاطر ترس يا طمع باشد. بدون اين که به حرام بودن اين كار و زشتى او توجهی بکنند بلکه آن را مباح و حلال می ديدند و آن هم بعد از اينکه مسخ و منکوس شدند که مقياسها را برعکس می بينند و منکر را معروف و به عبادت گوساله‌ها و بتها عادت کردند، آنهم بر اثر گمراهی و ترس و طمع است. سخنى را پيدا نمی کنم که حال امام مهدی (ع) را با آن وصف کنم، مگر قرآن کريم و حديث معصومين (ع): خدای سبحان تعالى فرمودند: " (موسى غضبناک و اندوهگين به سوی قومش بازگشت و گفت:‌ای قوم من ! آيا پروردگار شما به شما وعده‌های نيکو نداده بود؟ آيا وعده ی خدا طولانى شد؟! يا مايل شديد که غضب پروردگارتان به شما فرود ايد که وعده ی مرا خلاف کرديد؟! * گفتند: ما به اختيار خود وعده ی تو را خلاف نکرديم لکن از تجمل و زيور مردم بارهايى بر دوش ما بود آنها را در آتش افکنديم و سامری چنين راهنمايى کرد * برای آنان پيکر گوساله ای بساخت که صدايى داشت و گفتند: اين خدای شما و خدای موسى است که فراموشش کرده بود * آيا نمی نگريستند که هيچ پاسخی به سخن آنها نمی دهد و هيچ سودی و زيانى برايشان ندارد؟! * و هارون نيز پيش ازآن به آنها گفته بود:‌ای قوم من ! که شما با اين امتحان می گرديد و پروردگار شما محققا خدای رحمان است. پس پيرو من شويد و فرمان مرا ببريد ! * گفتند: ما همچنان بر پرستش گوساله ثابت می مانيم تا وقتى که موسى به سوی ما بازگردد.* گفت:‌ای هارون ! چون ديدی که گمراه شده اند * چرا از من متابعت نکردی؟ آيا از دستور من سرپيچی کردی؟! * گفت:‌ای پسر مادرم ! ريش و سر مرا مگير ! من ترسيدم که بگويى ميان من و بنى اسرائيل جدايى افکندی و به سخنم وقعی ننهادی * گفت: و تو‌ای سامری ! اين فتنه چه بود که بر پا کردی؟! * گفت: من چيزی ديدم که قوم نديدند. مشتى از خاكى که اثر پای رسول بر ان بود بر گرفتم و در آن پيکر ريختم و نفس من اين كار را در نظرم زيبا جلوه داد * گفت: بيرون شو که تو در زندگی دنيا چنان خواهی شد که دائم بگويى: کسى به من نزديک نشود. و برای تو وعده‌ای است که در ان با تو خلاف نشود و اکنون به خدايت که در خدمتش معتکف بودی بنگر که آنرا می سوزانيم و ذرات آنرا به دريا می افشانيم * همانا خدای شما خداوندی است که خدايى جز او نيست که عملش بر همه چيز محيط است * سوره طه : آیه86 تا 98 "


امام احمد الحسن (ع) همچنین فرمودند در خطاب ملاقات با امام مهدی (ع) فرمودند : ای ظالمین خوشحال نباشید، خوشحال نباشید که من شما را ترک می‌کنم و از سرزمینتان هجرت می‌کنم، که طولی نخواهد کشید تا اینکه با پدرم خواهم برگشت ....تا جای که میفرماید: و پدرم به پیش شما خواهد آمد خشمگین و ناراحت به خاطر کاری که با من کردید

ایشان (ع) همچنین فرمودند : " بنابراین، همانطوری که یک سامری با موسی‌ بود، و یک یهودا با عیسی بود، و همچنین شبیه سامری و اصحابش در زمان رسول الله (ص‌) بودند، همچنین یک سامری با اصحابش در زمان مهدی وجود خواهند داشت. این سنت الله سبحان و تعالی‌ است، و شما هیچ تغییری در سنت خداوند پیدا نخواهید کرد - جواب المنیر

قبل از هرچیزی: در کدام پست امام جعلی در فیسبوک یا از طرف مکتب نجف می‌شه این جملات را پیدا کرد؟ برای ایجاد حاکمیت خدا یا برای نگاه داشتن کلمه الله ؟
آیا نگاه داشتن کلمه الله و ایجاد کردن حاکمیت خدا تنها دلیل جهاد نمیباشد؟ از چه وقتی اهل بیت (ع) شروع به دعوت مردم به ملی گرایی، میهن پرستی‌ و دفاع از کشور و غیره کرده اند؟

لطفا به این نامه منتشر شده توسط مکتب باطل توجه نمایید
Image

ترجمه نامه مکتب نجف :

" وآنچه از نیرو درتوان دارید؛ برای (مقابله با ) آنها آماده سازید, و(همچنین) از اسبان بسته ( ی ورزیده, مهیا کنید) تا به وسیلۀ آن دشمن خدا ودشمن خود را بترسانید, و(همچنین) دشمنان دیگری غیر از آنها را, که شما نمی شناسید وخدا آنها را می شناسد (بترسانید) وهر چیزی را که در راه خدا خرج می کنید, (پاداشش) به تمام وکمال به شما داده می شود, وبه شما ستم نخواهد شد.
سوره الانفال آیه ۶۰
عراق به جایی‌ رسیده که ناصبی‌های کثیف (داعش) به قسمت‌های مقدّس حمله کرده اند و مشغول به کشتن و تجاوز به مردم شده اند. آنها توسط قدرت‌های شیطانی جهان مناطق وسیعی در عراق را اشغال کرده اند . بنابر این، بعد از اتفاقاتی که در عراق افتاده، بر تمام مؤمنین واجب است که از سرزمین‌شان دفاع کنند، و از مردم و مناطق مقدّس دفاع کنند و خطری را که بسیار نزدیک است را از خانه‌هایشان و خانواده‌هایشان دور کنند.
از این رو، مکتب سید احمد الحسن در نجف اشرف اعلام میدارد که درب داوطلب شدن برای دفاع از سرزمین عراق و قسمت‌های مقدسش باز است، و برای ثبت نام کسانی‌ که توانایی جهاد بر ضدّ کسانی‌ که به اصطلاح داعش خوانده میشوند.
بنابر این، ما به مومنینی که سنّ قانونی آنها به ۱۸ سال رسیده اصرار میورزیم که نام و اطلاعات خود را در مکتب سید احمد الحسن در نجف اشرف یا نمایندگان انحصاری آن ثبت کنند . این سرزمین شما است، و این مردم مردم شما هستند، و مناطق مقدّس مناطق مقدّس شما هستند. اینجا درب‌های بهشت بر روی شما باز است، پس به سوی جهاد حرکت کنید با پول و روح خودتان تا اینکه موفق به رسیدن به خدا شوید.
امیر مؤمنان (ع) فرمودند: جهاد یکی‌ از درب‌های بهشت است که برای حامیان مخصوصش باز شده است
و ما بخصوص فارغ التحصیلان دانشکده نظامی اولیه و افسر‌های بازنشسته و افراد متخصص در امور نظامی چه در داخل و چه در خارج عراق را اصرار می‌کنیم که ثبت نام کنند و به اطلاعات در مورد تخصص خودشان بدهند.
الله سبحان و تعالی‌ میفرماید (مقام) کسانی که ایمان آوردند, وهجرت کردند, وبا اموالشان وجانهایشان در راه خدا جهاد کردند, نزد خدا برتر (وبلند مرتبه تر) است, وآنها همان رستگارانند. سوره توبه آیه 20
شکر خدای یگانه
مکتب سید احمد الحسن
نجف اشرف
شعبان ۱۴۳۶

بیاید با هم به سخنان امام احمد الحسن (ع) توجه کنیم امام احمد الحسن (ع) فرمودند: " جهادی وجود ندارد به غیر از جهاد در زیر پرچم ولی‌ الله و وصی‌ او در زمین. ابو عبد الله (ع) هر وقتی که کسانی‌ را که در الساقور (مکانی در قلقیلیا) را نام می‌بردند که در حال جنگ یا کشته شدن بودند میگفتند: (وای بر آنها! آنها چه کار میکنند؟ آنها به سوی کشتن این دنیا و آخرتشان میشتابند، که به خدا قسم، هیچ شهیدی وجود ندارد به غیر از شیعیان ما، حتی اگر آنها بر تخت خوابشان) پس یا جنگ برای زمین است، یا شخص بی‌ خدا برای زمینش می‌جنگد همانطوری که یک حیوان برای لانه خود می‌جنگد یا اینکه برای یک سری اعتقاداتی می‌جنگد که اصلا خودش هم آن را نمی‌فهمد، تقلید از علمای غیر عامل. سپس بعد از اینکه مرد، و بعد از اینکه به آتش جهنم کشانده شد، برای او واضح میشود که علمای غیر عامل او را برای جنگ ضدّ موسی‌ (ع) کشاندند، یا بر ضدّ عیسی (ع) یا بر ضدّ محمد (ص‌) یا بر ضدّ امام مهدی (ع).
بدین گونه ، هدف از جهاد اعلای ( برافراشتن) کلمه الله است، و نه برای منافع شخصی و غنیمت جنگی و یا علایق ملی و یا وطن پرستی. همانا دین الهی فراتر از تمام این ملاحظات قرار می گیرد ، و پرستش الله و مطیع او بودن همان چیزی است که مومنین را بدون توجه به وابستگی های قومی ، ملیتی و وطن پرستانه گرد هم می آورد ، که تمام آنها به یک واقعیت باز می گردند و آن همان منیت ( ایگو) یا عشق به نفس می باشد.
بدین علت جهاد ، چه تدافعی و چه تهاجمی ، باید به خاطر اعلای کلمه الله باشد ، نه به خاطر دفاع از کشور و یا سرزمین ، تا بدین شکل مومن هیچ گونه علاقه شخصی برای جهاد بجز اعلای کلمه الله نداشته باشد ، تا اینچنین تمدن الهی ، فرهنگ الهی ، و آزادی الهی ساخته شود ، که به طور کامل با فرهنگ و آزادی و تمدن ، که امروزه شعارش در دنیای مادی برافراشته شده ، در تضاد است. زیرا آنچه که امروزه برافراشته شده است چیزی جز پرچم شیطان نیست ، که سربازان شیطان ، در میان آدمیان و جنیان ، با تمام امکاناتشان به دنبال آن هستند تا آن را بر زمین پا بر جا کنند."

هنگامی که امام احمد الحسن (ع) ، انبیا (ع) و اوصیایشان (ع) را توصیف می کنند ، اینگونه می فرمایند : " بلکه آنان را مقتول ، مقطوع و مصلوب یافتم ، با بزرگی و افتخار، بدون لحظه ای تایید یا تعریف یا تمایل به ظالم ، پس آنها تملق هیچ کس را در مقابل این حقیقت نمیکنند و حتی با این وجود برای آن متهم شده اند ، آنجا که در گذشته به عیسی (ع) گفته اند که او بر حکومت بر بنی اسرائیل ، که علمای غیر عامل با تملق و چاپلوسی رومیان آن را گمراه کرده بودند ، حریص بوده."
امام علی (ع) تملق/تعریف از معاویه ، حتی برای یک ساعت ، نکردند و او به سرعت تصمیم بر خلع ( از مقامش ) گرفتند ، زیرا الله حفظ ظالمی را بر ظلمش حتی برای یک ساعت هم نمی پذیرد ، و علی (ع) ممکن بود در اثر این تصمیم قطعی الشام (شام قدیم ) را از دست بدهد ولی همانا او الله ، سبحان تعالی ، و رضایتش را بدست آورد.
و به همچنین برای حسین (ع) ، آیا او انقلاب بزرگ الهی اش را سه سال به تاخیر انداخت، یعنی تا مرگ یزید بن معاویه (لعنت خدا بر او )، تا شاید مشکلات (به سود حسین (ع) ) پایان یابند ، و شاید پیروزی دنیایی (مادی ) برای او حاصل می شد ، ولی او الله، سبحان تعالی ، را انتخاب نمود و تملق گویی و نرمی با آن ظالمان و متجاوزان را انجام نداد.
{پس از دروغزنان فرمان مبر. دوست دارند كه نرمى كنى تا نرمى نمايند} - سوره قلم آیه 9-8

و معادله امروز همان معادله است، اگر تو به سوی آنان نرمی کنی پس انها به سوی تو نرمی خواهند کرد ، تو از آمریکا راضی هستی پس آمریکا از تو راضی است ، تو پروژه آمریکا را می ستایی پس آمریکا تو را می ستاید. و به همان شکل ، تو از الله خشنودی ، پس الله از تو خشنود است ، و تو پروژه الله را ستایش می کنی پس الله تو را می ستاید. پس هر که را که میخواهی ستایش کن ، پس مجمع آمریکا را ستایش کن و سازمان ملل آمریکا را ستایش کن ، وشاید آنها به تو جایزه نوبل صلح دهند ، یا ملا اعلی را نزد الله ،سبحان تعالی، ستایش کن


جهاد واجب است ، بله ، اما فقط هنگامی که زیر پرچم درست انجام بپذیرد ، که آن پرچم خلیفه خدا است.
در کتاب جهاد درب بهشت امام احمد الحسن (ع) فرمودند : " انسان همواره باید از فتنه در برابر الله آگاه باشد و با خویشتن جهاد کند و از خلیفه الله پیروی کند ، در غیر این صورت آتش ( منزلگاهش خواهد بود ). پس از این رو جهادی نیست ، بجز زیر پرچم های ولی خدا و وصی اش بر زمین. و برای کسانی که ادعای اجرای جهاد می کنند و درخواست شهادت در زیر پرچمی به غیر از پرچم خلیفه خدا بر زمین را می کنند ، همانا شتاب می کنند برای کشته شدن در این دنیا و کشته شدن در آخرت."

و حالا کسانی که در مکتب هستند و طرفدارانشان در حال جنگیدن زیر پرچم ارتش عراق هستند، غیر از این می باشد؟ آیا آن همان ارتشی نمی باشد که انصار را به شهادت رساند؟ آیا همان ارتش دولتی نمی باشد که هم اکنون در حال تعقیب امام احمد الحسن (ع) و بی خانمان و آواره کردن او(ع) است؟ چگونه ممکن است که امام احمد (ع) در زیر این پرچم بجنگند؟!!! آنها مردم را به جهاد برای دفاع از سرزمین عراق می خوانند ، بدون هر گونه اشاره ای به " بالا نگه داشتن / اعلای کلمه الله " و یا " حاکمیت الله " . و چرا باید همچین اشاره ای بنمایند در حالیکه می خواهند ، اربابانشان ، کارکنانشان ، مراجع و شبیه آنها از آنان راضی باشند؟! به خدا سبحان و تعالی قسم امام احمد الحسن (ع) مبرا است از آنچه آنان به سویش فرا می خوانند. ( در ضمن ، برادران و خواهرانم ، صحبت از مراجع شد ، آیا تا به حال دقت کرده اید که در شبکه ماهواره ای آنان هرگز به هیچ کدام از مراجع حمله نکرده اند؟ آیا ویران کردن بنیان باطل ،پایه اعتقادات ما که با آن امام احمد الحسن (ع) آمدند ، نبود؟ میدانید چندین بار شبکه از پخش ، آنچه ما از اینجا از منبر مصر ساخته بودیم ، فقط به علت نام بردن از مرجعی و یا انتقاد از او و یا مقایسه سخنانش با امام (ع) ، سر باز زد؟ آنها ،آنکه ما درباره ی دجال بودن آمریکا صحبت کنیم ، را رد کردند. آنها ،آنکه ما درباره ی حکومت بنی عباس صحبت کنیم ، را رد کردند. آنها ،آنکه ما درباره ی سفیانی صحبت کنیم ، را رد کردند. آنها ،آنکه ما از مرجعی نام ببریم و سخنانش را با امام (ع) مقایسه کنیم ، را رد کردند. و در آخر ولی از همه مهتر ، آنها ،آنکه ما درباره ی هر عالم غیر عاملی صحبت کنیم ، را رد کردند. و تمام در ایمیل هایی که ما از آنان داریم ، مستند سازی شده است.) آیا نمی بینید که این دستورات جعلی فیس بوک چه قدر با کلمات امام احمد الحسن (ع) در کتابهایشان و آموزه های اصلیشان در تضاد است؟؟؟

" بدین گونه ، هدف از جهاد اعلای کلمه الله است، و نه برای منافع شخصی و غنیمت جنگی و یا علایق ملی و یا وطن پرستی. همانا دین الهی فراتر از تمام این ملاحظات قرار می گیرد ، و پرستش الله و مطیع او بودن همان چیزی است که مومنین را بدون توجه به وابستگی های قومی ، ملیتی و وطن پرستانه گرد هم می آورد ، که تمام آنها به یک واقعیت باز می گردند و آن همان منیت ( ایگو) یا عشق به نفس می باشد."
و
" و برای کسی که برای سرزمین و زبان می جنگد ( وطن پرستی / به خاطر وطن ) ، بگذار به دنبال شخص دیگری جز الله برای پاداش خود بگردد ، برای اینکه الله به کسی پاداش میدهد که به خاطر او می جنگد. "
ناظم العقیلی از افراد مکتب بالطل در صفحه فیس بوکش در مورد پرچم های سیاه مشرقی گفته است : " توطئه ای برای جداسازی و دور کردن انصار از امام احمد الحسن (ع) می باشد. برای اینکه آنان به خوبی می دانند که سید یمانی در حال حاضر امکان حضور آشکار ندارد زیرا که ظالمان در حال تعقیب او هستند. "
خب ظالمانی که امام (ع) را تعقیب می کنند چه کسانی هستند؟ آیا منظورت صاحبان قدرت دولت و کشور است؟ آیا صاحب صفحه ی فیس بوک ازنخست وزیر و وزیر دفاع و وزیر داخلیشان تقاضای یاری نکرد ؟ و در خواست هماهمنگ کردن و شکل دهی مبارزه نیرو های نظامی همراه با انصار و بین ارتش و پلیس را نکرد؟ آیا اکنون مکتب از انصار تقاضا نام نویسی برای جهاد ، دست در دست دولت را نمی کند؟!!!! چطور ممکن است که امام (ع) از آنها درخواست کرده باشند که با انصارش همکاری کنند در حالیکه آنان همان افرادی هستند که ، همانطور که خودت گفتی ، در حال تعقیب اویند؟ و همان هایی اند که انصارش را در گذشته زندانی ، شکنجه کرده اند و کشته اند؟!
M- Deux Messies.

Salam, Le Messie Occulté. M-6. Jésus le Messi[…]

صفحه رسمی کانال ماهواره ای پرچم های سیاه م[…]

CATATAN SINGKAT: Pemilik laman Facebook yang me[…]

N- Nostradamus.

Salam, Les associateurs contre le Mahdi. N-3. […]

Donate to the Imam a.s